دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در یخ بندان نومیدی به چرخ های دلت زنجیر عشق ببند.

جزئیات گروه

شناسه 341
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 877 پست
عضو 201 کاربر
طرفدار 23 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 186
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 163
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 116

کاربران گروه

(198 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بافندگان زنجیره عشق
شناسه‌: 341 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
گمنام
گمنام

@گمنام ياد تو نبض زمان و قلب من ...بوسه هاي تو در قاب هاي يك خيال ... دست عريان دلم در يك قنوت .. خشك گشته در طلب هاي محال .. گمنام .. تقديم به تو ...

matin
matin

کاش سیاره مان آن قدر کوچک بود که همین که صندلیَم را چند قدمی جلو بکشم، بتوانم هر قدر دلم خواست غروب تماشا کنم......

matin
matin

........هر صبح لباس نوی احساسم را...... با نام تو و یاد تو عشق تو میپوشم........

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
matin
matin

.......شنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفان ...... تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت .....

این ارسال را بازنشر کرده است.
matin
matin

.......دلم برای حیاطِ تو ابر آورده...... بیا و پنجره را باز کن........

matin
matin

........دلــم زیــادی روشن بــود ــ سوخــت ــ !!!!!!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
matin
matin

اگر تنهاترین تنهاها شوم باز خدا هست.او جانشین همه نداشتن هاست.نفرین و آفرین ها بی ثمر است.اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد تو تنهای مهربان و جاوید و آسیب ناپذیر من هستی.ای پناهگاه ابدی ! تو میتوانی جانشین همه بی پناهی ها شوی.

سحـــر خاتـــون
moon_3x4.jpg سحـــر خاتـــون

@matin

الهام
الهام

به عمو زنجیر باف گفته ام : زنجیر ِ عشقم را از نور ببافد با صدای باران

این ارسال را بازنشر کرده است.
VAHID
VAHID

سردی کلامت وقتی مرا شما خطاب میکنی منی که تا دیروز عزیز دلت بودم درد دارد ، درد .....

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

بزرگ بود ، قوی بود ... همه به اون احترام می گذاشتند ... شکستنی نبود به این سادگی ها ... اما زود در گذشت ، غرورم را می گوبم ... ناگهان فوت کرد ... !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

از خدا که پنهان نیست از تو پنهان بماند اما... فکر می‌کردم عشق تو چیزی نیست... چیزی نیست جز دردی که میپچد در جانمان گاه و بی‌ گاه ...فهمیدم رفتن با ماندن فرقی‌ ندارد ... آدم هر جا که دلش خسته شد از این همه عشق باید برود ... باید برود تا همان یک ذره احساس خوب قبلها برایش بماند ... نمی‌ خواهم تو را با خاطرات گذشته قیاس کنم... پس سپرده‌ام به گوشت نرسد من دلتنگ می‌‌شوم گاهی ! تو نشنو! گوشهایت را با دو دست بچسب لعنتی!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

نـــــه نـــــام . . .!! نـــــه چــــــــهره . . .!! نـــــه اثر انگـــــشت . . .!! آدم ها را از طرز " آه " کشيدن ‌شان بشناسيد...!!

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

با تو دریا پر از دیدنی بود ....... شب........ ستاره گلی چیدنی بود ........ خاک تن شسته در موج باران ....... در کنار تو بوسیدنی بود ........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

هستی ام را به آتش کشیدی ....... سوختم من ندیدی ندیدی ....... مرگ دل آرزویت اگر بود ....... مانده بودی اگر می شنیدی ...........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

با تو این مرغک پرشکسته ....... مانده بودی اگر بال و پر داشت ....... با تو بیمی نبودش ز طوفان ....... مانده بودی اگر همسفر داشت ........