دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در یخ بندان نومیدی به چرخ های دلت زنجیر عشق ببند.

جزئیات گروه

شناسه 341
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 877 پست
عضو 201 کاربر
طرفدار 23 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 186
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 163
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 116

کاربران گروه

(198 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بافندگان زنجیره عشق
شناسه‌: 341 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
گمنام
گمنام

@گمنام ياد تو نبض زمان و قلب من ...بوسه هاي تو در قاب هاي يك خيال ... دست عريان دلم در يك قنوت .. خشك گشته در طلب هاي محال .. گمنام .. تقديم به تو ...

♛ ᗩ ♆ ᖙ ᗩ ♛(خاله ريزه)
♛ ᗩ ♆ ᖙ ᗩ ♛(خاله ريزه)

وقتي كسي رادوست داري، گفتن آسان تراست، شنيدن آسان تراست، بازي كردن آسان تراست، كاركردن آسان تراست. و وقتي كه كسي تورا دوست دارد، خنديدن آسان تراست. واگر تنهاي تنها باشي، به مرگ فكركردن ازهمه چيزآسان تراست

♛ ᗩ ♆ ᖙ ᗩ ♛(خاله ريزه)
♛ ᗩ ♆ ᖙ ᗩ ♛(خاله ريزه)

موقعي که خدا پنجره ي بهشتو باز کرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني که الان داره اين نوشته رو ميخونه باش چون برام خيلي عزيزه

♛ ᗩ ♆ ᖙ ᗩ ♛(خاله ريزه)
♛ ᗩ ♆ ᖙ ᗩ ♛(خاله ريزه)

دقايقي تو زندگيت هست که دلت براي کسي اونقدر تنگ ميشه که دلت ميخواد اونو از تو رويات بيرون بکشي و توي دنياي واقعي با تمام وجوت بغلش کني

فرشاد
فرشاد

هر کس بد ما به خلق گويد ، ما چهره به غم نمي خراشيم ما خوبي او به خلق گوييم ، تا هر دو دروغ گفته باشيم

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

تن من....... اگرهم تنهای تنها باشد........... به سراپرده اوهام کثيف........... تن ندهد..............

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

باز گرد........،که تا پایان عمر سراسر پریشانیم ....... «راهی نمانده»...... شتاب کن ........که لحظه هایم برای پر کشیدن به تباهی در شتابند......... شاید فردایم را............ طلوعی دیگر نباشد............

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

جز تو ........چه کسی آسمان ابری چشمانم را........ به میهمانی خورشید......... دعوت میکند؟...........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند .....منع جوان و سرزنش پیر می‌کنند .........جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز ........ باطل درین خیال که اکسیر می‌کنند........... تشویش وقت پیر مغان می‌دهند باز ........ این سالکان نگر که چه با پیر می‌کنند.......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

عریانیه لحظه های بی تو،........شرمگینم می سازد........... بی تو...........زندگی هم به زنده بودنم .......دهان کجی میکند..........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

لحظه لحظه از تو گفتن بيــــش نيست...... شعر جز يادت كنار خويــــــش نيست......... عاشقي در بين ديـــــــوان مردن است...... در مرامم غير از اينها كيـــــش نيست...............

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

می بینی؟! حالا من مانده ام و در هر هوای بارانی ,.........به خیال آنکه از راه دور می آیی..... چای گرم بهارهای نارنج را دم می کنم..... و انارهای ترکیده از دلتنگی را دانه....یک بغل اشتیاق و یک کوله حرفهای ناگفته و شعرهای ناسروده را برایت کنار می گذارم........

matin
matin

با نامه های شب تا روشنای صبح برایت ای زیبای من عاشقانه مینویسم...مینویسم که چه زیبایی مینویسم با جوهرعشق برایت ای فرشته من که خدارا سپاس بخاطر خلق کردن تو...مینویسم از دلتنگی مینویسم از لحظه های سخت بی تو مینویسم که عاشقانه میخواهمت ای زیبای من ..........

matin
matin

در یک دستم سیــــــگار در دست دیگرم قلم... با سیـگار خود را میسوزانم با قلم ردپای تو در زندگانیم را...!!!

matin
matin

همین که دست دراز می کنی که دست هام را از بلاتکلیفی نجات دهی کابوس ها سرشان را می گذارند و می میرند ........

matin
matin

برکت پروردگار مثل باران است اگر می بینی خیس نمی شوی جایت را عوض کن