sara
مــــــــرا هیـــــــــچ چیـــــــز عـــــذاب نمی دهــــــد جـــــــز اینکــــــــه همیشـــــــــه دانستـــــــه خطـــــا کردم ندانستـــــــه آلـــــــوده شدم نشــــــناختــــــه وابســــــته شــــــدم و ناخواســـــــته رانـــــــده شدم...
sara
زندگی...انتظارو هوس و دیدن و نادیدن نیست زندگی چون گل سرخی ست...پرازخاروپرازبرگ وپرازعطرلطیف یادمان باشد اگر گل چیدیم... عطروبرگ و گل وخار هرسه همسایه دیواربه دیوار همند
sara
اگر صخره و سنگ در مسير رودخانه زندگي نباشد صداي آب هرگز زيبا نخواهد شد
sara
عشـــــق ادعای بزرگی است گاهی آنقدربزرگتراز دهان من و تو که گفتنش جســـارت بخواهد و باورش اعتمـــــــاد... کمی آهسته تر تا کن با این چینی شکسته که تحمل باران های پاییزی در خـــــاطره مسمومش نمی گنجد.. .
sara
اگر باران ببارد.. بازمے آیم، درون کوچہ ے امید.. و ازترکیب دستانم، برایت چترمےسازم..
مبادا قطره اے باران.. بیازارد نگاه مہربانت را..
sara
من غرورم را به راحتی به دست نیاوردم که هر وقت دلت خواست خردش کنی....! غرور من اگر بشکند با تکه هایش شاهرگ زندگی تورا خواهد زد...
sara
آدم ها برای یکدیگر نقش سیگار را بازی می کنند… همدیگر را می کشند… لذت می برند… دود می کنند… تمام می کنند.. ……… و بعد از اندک زمانی، سیگاری دیگر آتش می زنند
sara
حــَـــرفـــــــــ ندارَد آدمـــــی ....... وقتی کـه عاشقانه اش بـه حرف مـی آیــد...
sara
گاهی اوقات دستهایم به آرزوهایم نمی رسند شاید چون آرزوهایم بلندند ... ولی درخت سرسبز و شاداب صبرم می گوید : امیدی هست ؛ چون خدایی هست ... آری ، وچه زیبا نوشته بود ... همواره با خود تکرار میکنم، امیدی هست ؛ چون خدای
sara
برای تمــــــام رنـج هایـی كه می بری صــبـــــــــــر كن «صبـــــــــــر» اوج احترام به حكمت خداست...
sara
می بخشم كسانی را كه هر چه خواستند با من با دلم با احساسم كردند و مرا در دور دست خودم رها كردند پروردگارا به من بیاموز آهی نكشم برای كسانیكه دلم را شكستند
sara
پـــروردگارا ؛ هیــــچ آغوشــــی به گرمـــیِ آغـــــوش تـــــو نیســـــت هیــــچ معشوقــــی به دلــــدادگـــیِ تــــو نیســــت ، هـــرکس به یـادم هســـت به یــادش بـــاش کنـــــارم نیســت کنــارش بــــــاش غـــم دارد غمخـــوارش بـاش تنهـاست پناهــش بــاش ... / عزیــزانم را عاشقانـــه به آغــوش تــو می سپـــارم /
sara
عـشـق را دوســت دارمـــ ، ولـی از ادم هـا مـیـتــرسـم ! فقط برای تو مینویسم از دلتنگیهام
sara
گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای که می شناسی بنشینی و فقط " نگاه " كنی گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید.