sara
به دنیایی که مردانش عصا از کور میدزدند من از خوش باوری آنجا محبت جست و جو کردم
sara
لبخندت... لبخندت... لبخندت را هرگز از من دریغ نکن, من دیوانه وار بدان دل بسته ام, هگز بر من اخم نکن ,آخر من به تو می نگرم و آسمان در دیدگانت رنگ می گیرد و لبخندت شیرینترین گرمایی که وجودم را فرا می گیرد و من از توسرشار می شوم می رویم سبز می شوم و بلندای غرورت مرا جرای زیستن عطا می کند از من هرگز نرنج هیچ خطایی به قصد رنجاندن دل بزرگ مهربانت نیست تنهاو تنها از هراس تنها ماندن است ترس از رنجیدنت!
sara
این حقیقت قرن 21، شرم بر این انسانها، خواهش می کنم این لینک رو بدین همه بخونن تا بفهمن تو چه دنیای کثیفی زندگی می کنند. این یه داستان واقعیه از یه مقاله علمی تکان دهنده ای که تو چین منتشر شده، به همراه این خبر چند عکس نیز آمده است. تو ایالت کانتون چین (یا تو کشور چین)، سوپ گیاهی به همراه گوشت نوزاد سرو میشه که تبلیغ زیادی کردند که سلامتی و میل جنسی رو به طرز عجیبی بهبود می بخشه. قیمت سوپ 4000 دلاره حدودا و یک کارخونه دار تو مصاحبه ای که کرده گفته تاثیر این سوپ خوشمزه رو به عینه دیده!
sara
دیــــــ وانه سـ را ... شام دیوانگان را با دوست بعیت كردن رسم جنون است نام دوست" را جای نكو ،خصم پنداشتن بد شگون است بام صیاد بر افراشتن در سرای دیوانگان رسم فنون است جام خویش را بشكسته در آیینه دیدن مرهم افیون است سه شنبه 8 فروردین ،
sara
یادمان باشد : زنده بودن را به بیداری بگذرانیم چرا كه سالها به اجبارخواهیم خفت
sara
برای بعضی دردها نه می توان گریـه کرد نه می توان فریـآد زدبرای بعضی دردهآ فقط می توان نگـاه کرد لبخند زد وبی صدا شکست...................! ...
sara
اول اردیبهشت روز بزرگداشت شیخ اجل سعدی مبارک باد. بیا تا جان شیرین در تو ریزم که بخل و دوستی با هم نباشد نخواهم بی تو یک دم زندگانی که طیب عیش بی همدم نباشد نظر گویند سعدی با که داری که غم با یار گفتن غم نباشد حدیث دوست با دشمن نگویی که هرگز مدعی محرم نباشد
sara
دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد ، خویشاوندان ثروتمندش در عزایش گوسفندها سربریدند!!!
sara
خسته ام تکیه زده ام بر دیواری از سکوت ؛ گاه گاهی هق هق تنهایی هایم سکوتم را میخراشد و نقشی از یادگاری میزند یادگاری هایی که کسی سواد خواندنش را ندارد هیچ کس جز خدا!
sara
هم خستهام هم تنها پنجره را باز میکنم شب به کمکم میآید
sara
این شـب ها چقدر دلـــــــم می خواهد کســی آرام بــهم بگویـد:" بـمیـری انشاالله " و من فـریــــاد بـــزنم : " آمـــــــــــیـن "
sara
دلم کـــــــــــمی خدا میخواد… کمی سکـــــــــــوت… کمی دل بریدن میخواد… کمی اشک… ... کمی بهت… کمی آغوش آسمانی کمی دور شدن از این آدمها…! کمی رسیدن به خدا
sara
بعضی ضربه ها نمی بــره... زخــــــم نمــــی کنـــــه.... حتّی خراش هم نمــی ندازه....! فقــــط "دردت" میــــاد.... اونقدر که نــــــــفست رو "بنـد" میاره...!!!
sara
اَز چوپـــآن ِ پیـــری کـِــه دیــگَر تــَـوان چوپـــآنی نـَــداشت، پــُـرسیدَند: چـــه خــَــبَر...؟ با لـَـــحن ِ تـَــلخـی گـُــفت: گــُــرگ شُد... آن بــَـره ای کـــِـه نـَــواز ِشَش میکـَــردَم...