sara
خـوشبَختــﮯ ﻫـاﯾـمــ را ﺑـﺂ ﻋـَﺠـَﻠــﮧ בﺭ سَـــرنِوشتمــــ نوشتــﮧ ﺑـوבﻧـﺪ.. ﺑــَב ﺧــَﻂ ﺑـُــﻮב...!!! روزگــ ــار نتوانِستـــــ آنـهـا را بخوانـــَב
sara
بزن به سلامتیه ارزوهای که هیچگاه لمس نکردی... بزن به سلامتیه شبهای که تو گریه کردی وندونستی چرا... بزن به سلامتیه عشقی که طالعش با تو نبود وهنوزهم دوستش داری... بزن به سلامتیه دوستانی که از پشت خنجرزدند... بزن به سلامتیه اون که گفته دوستت داره اما تا اخرش باهات نموند...
sara
مترسک را دار زدند ، به جرم دوستی با پرنده...! که مبادا تاراج مزرعه را به بوسه ای فروخته باشد، راست میگفتی که اینجا " قحطی عاطفه " هاست...!!
sara
از بـیـن آرزوهــا ، در لـیـلــة الــرّغــائــب / ایــن اســت آرزویــم: دیــدار یــار غــائــب
sara
گاهی چقدر ساده عروسک می شویم، نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم؛ فقط احمقانه سکوت می کنیم...
sara
من خــــــــوشبختم و این یعنی... خـــــدایی دارم که به وقتش دامنی می پوشد به اندازه ی تـــــــــــمام دلتنگی هایم و لحظه ای دیگر سیـــنه ای دارد مـردانه و امن..
sara
دوستت دارم هایت را باور می کنم درست مثل امضای آخر نامه هایت که می گویی خون است.. اما طعم آب انار می دهد
sara
دلتـنگی یـعنـی ... هـمیـن بـاران هـای بی امـان، همیـن خیـابـان بـلنـدِ خیـس، همیـن آدمـ هـای در انـتظـار آخریـن قـطار عـصر همیـن چتـرهـای سیـاه روی سر ... دلـخستـگی همـ یـعنـی ... همیـن مـن کـه دیـگر زیـر هیـچ بـارانی قـدمـ نـمی زنمـ
sara
گاهی دلم برا خودم تنگ میشه...گاهی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ میشه....گاهی دلم برای کودکانه ی دلم تنگ میشه ....گاهی دلم از رهگذرانیکه در این مسیریانتها امده اندو رفته اند خسته میشه .......گاهی دلم از رهگذانی که ناغافل دلم را میشکنندمیگرد....گاهی آرزو می کنم ای کاش......ذلی نبود که تنگ شود....تا خسته شود .....تا بشکند...
sara
ای مترسک آنقدر دستهایت را باز نکن کسی تو را در اغوش نمیگیرد... ایستادگی همیشه تنهایی می آورد.
sara
شاعر از کوچه ی مهتاب گذشت... لیک شعری نسرود نه که معشوقه نداشت، نه که سرگشته نبود، سالها بود که دگر کوچه مهتاب خیابان شده بود...
sara
خدایــــــــــــــــــا ! آخرش نفهمیدم این جایی که هستم تقدیر من است یا تقصیــــــــــــــــر من...
sara
حتی زمانی هم كه بدون امید زندگی می كنیم، آرزوهایی داریم.دانته
sara
دلخوش از آنیم که حج می رویم غافل از آنیم که کج میرویم کعبه به دیدار خدا می رویم او که همین جاست کجا میرویم؟ دین که به تسبیح و سرو ریش نیست هر که علی گفت که درویش نیست صبح به صبح در پی مکر و فریب شب همه شب گریه و امن یجیب