دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پریزاد

همین بسه یه وقتایی تو رو از دور میبینم درباره »
پریزاد
زن
امتیاز: 161.35

دنبال‌شدگان

(119 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(93 کاربر)

بازدید

پریزاد
پریزاد

دست از چرا و چاره و چمچاره می شویم و زل می زنم به جهل رابطه بیخودی متاسف نباش تو آمده بودی که بروی اصلا! تو چه می دانی چه ترسی ست ترس از کوچه ی بعد از خداحافظ؟ تو چه می دانی چه ها که نمی کند این ترس؟ بیخودی لبخند نزن

پریزاد
پریزاد

باران پاییز به لطف پاییز باران تابستان به لطف بی گاهی اش باران بهار باران زمستـ... اصلا باران! اصولا خود باران عاشقم می کرد از سال ها پیش که چه می دانستم عشق چیست تا سال ها بعد که عشق را چه به ما

پریزاد
پریزاد

هوس کرده ام زنگ در تمام دفاتر قبول آگهی را به منظور ارسال پیام تبریکی بفشارم و سفارش کنم با فونت درشت به تو تبریک بگویند که گم شده ام

پریزاد
پریزاد

حسرت چیزی نیست که به دلم مانده باشد حسرت چیزی ست که من ِ گذشته گریز را به گذشته زنجیر می کند. من به تعداد روزهایی که ندیدمت بودنت را به شکلی که بهتر می بود اگر بود بازسازی کرده ام و کاری کرده ام بیشتر لبخند بزنی آن روزها! و به خودم فحش داده ام بارها که "خداحافظ" را جور دیگری چرا نگفته ام مثلا آن عصر؟! و یا... و یا... حسرت هنوز در اولویت مرور آن خاطرات رخ نداده ی لعنتی ست!

پریزاد
پریزاد

بخندید نمی خواهم بدانم به دیوانه گی ام می خندید یا به این فکر ها یا به شیطنت های کم و بیش بخندید و بروید بروید آن قدر که در خط افق حل شوید آن قدر که قرار نباشد کسی تنهایی ام را از نزدیک ببیند!

پریزاد
پریزاد

نه من گریه می کنم نه تو کمی شانه می شوی برایم هیچ می دانستی به آغوش بی چشمداشت تو به چشم افسانه می نگرم!؟

پریزاد
پریزاد

چه حالی دارم امشب...

پریزاد
پریزاد

پیاده رو های این خیابان خراب شده مست اند خیال برشان داشته که تو دست در گردن من داری نمی دانند من با هر بارانی اندوه فراموش شده ام را با خود به خیابان می برم و تویی در کار نیست

پریزاد
پریزاد

من نمی دانم این دلتنگی دلتنگی که می گویند چیست همین حس مبهم نفس گیری که دامن گیرمان می شود وقتی چیزی را کسی را جایی جا گذاشته ایم همان دلتنگی ست!؟

پریزاد
پریزاد

@ehsan-shiiiiiL بر صخره ای سرد با پیراهن حریر ایستاده ام و ترانه زمزمه می کنم اینجا نقطه ی عطف خواب های مردی ست که هر شب خواب مرا می بیند و هر صبح به خودش و گاهی به دوست دخترهای جدیدش می گوید: "نمی دانم چرا من هیچ وقت خواب نمی بینم"

پریزاد
پریزاد

ببین! زندگی من توی کلاه هیچ شعبده بازی غیب نشد زندگی من توی آغوش کسی جا نماند تو که نیامدی زندگی من ذره ذره بیخودی از دست هایم رفت! حالا هم دیر است تمام نشانه های تو را پاک کرده اند از نقشه یا گیرم که ورق برگردد گیرم که بیایی با دختری که زندگی ندارد می خواهی چه کنی!؟

پریزاد
پریزاد

@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ اینجا دیگر کجاست؟ من که بیدارم به خدا من خواب نمی بینم تب هم ندارم یک نفر بی لبخند یک نفر که آخرین نفر است تند و تند آخرین مانده های زمین را جمع می کند و می رود یعنی مرا ندید؟ دنیا که توی قصه های قرآن مادربزرگ این جوری تمام نمی شد! چرا زمین را می برند!؟ پس من کجا بنویسم؟ کجا بخوابم؟ نکند دنیا تمام شود و من نمرده باشم! یعنی من روی نقطه کور دیدِ خدا بودم عمری!؟

پریزاد
پریزاد

اینجا ترس من از نبودن ابدی ات دنیا را به آخر رسانده! و تو چه می دانی چه حالی دارد ایستادن روی لبه ی آخر دنیا!؟

پریزاد
پریزاد

فرشته ای که روی شانه ام نیست تازه کاش فقط همین بود همیشه هم شعری هست که از راه به درم کند! چه اشکالی دارد اگر بهشت را به جهنمیان بدهند تو را به من!؟

پریزاد
پریزاد

گور پدر تمام لحظاتی که نمی دانستی چقدر دوستت دارم گور پدر تمام لحظاتی که نمی دانستی چقدر خوب است که خوبم! حالا آمده ای اینجا چه کنی؟ اینجا دیوانه خانه است آقا! تابلوی پشت در را ندیدی!؟ اینجا من شما را از یاد برده ام و مچاله شده ام توی خودم گم شده ام در تمام چیزهایی که قرار بود داشته باشمشان و ندارمشان گم شده ام در بازوان کسی شعر می خوانم گم شده ام بر تپه ای دور دور تر از تن ِ بی عشق ِ تو و آواز می خوانم با تمام روحم من رفته ام و تصویر بیرونی ام دختری مچاله شده در تخت خواب یا صندلی ست که هنوز به تو لبخند می زند تا تو خیال کنی بهترین مرد دنیایی!