pouyan
اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه اين روزا درد آدما فقط غم بي كسيه زندگيشون حاصلي از حسرت و دلواپسيه
pouyan
اين روزا فرش كوچه ها تو حسرت يه عابره هر جا يكي منتظر ورود يه مسافره اين روزا هيچ مسافري بر نمي گرده به خونه چشاي خسته تا ابد به در بسته مي مونه
pouyan
اين روزا توي هر قفس يكي دو تا قناريه شبها غم قناريها تو خواب خونه جاريه اين روزا چشماي همه غرق نياز شبنمه رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه
pouyan
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفاييه جرم تمومشون فقط لذت آشناييه
pouyan
اگه تو مال من بودي مي بردمت يه جاي دور يه جا كه تو ديده نشي نباشه حتي كمي نور اگه تو مال من بودي ، مي ذاشتمت روي چشام بارون مي خواستي مي باريد ، ابر سفيد گريه هام اگه تو مال من بودي برگا تو پاييز نمي ريخت شمعي كه پروانه داره ، اشك غم انگيز نمي ريخت اگه تو مال من بودي قفس ديگه اسير نداشت آدما دارا مي شدن ، دنيا ديگه فقير نداشت اگه تو مال من بودي خيال نمي كنم باشي پس مي رم و مي كشمت پيش خودم تو نقاشي
pouyan
اگه تو مال من بودي انقد غريب نمي شدم من چي مي خواستم از خدا ديگه اگه پيشت بودم اگه تو مال من بودي دور خوشي نرده نبود دل من اون آواره اي كه شبا مي گرده نبود اگه تو مال من بودي چشام به چشمات شك نداشت تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترك نداشت اگه تو مال من بودي جهنمم بهشت مي شد قصه ي عشق ما دو تا ، عبرت سرنوشت مي شد
pouyan
ولی روزگار ما همیشه عادتش اینه خوبا رو کنار هم میاره ٬ بعدم میچینه کاش دلایی که هنوزم میتپن واسه بهار در امون بمونن از بازیای تلخ روزگار
pouyan
نمیشه زخمی نشد از بازیای روزگار اگه دست روزگار گلای ما رو نمی چید حالا قصه با وصالشون به آخر میرسید
pouyan
هر چی می نویسمت باز نمیشه نت من حریف این ساز نمیشه هیچ صدایی حتی فریاد و سکوت مث جادوی صدات ناز نمی شه مگه از تو بهترم پیدا میشه مگه عشقت تو ترانه جا میشه
pouyan
یادگاری بنویسیم کاش رو گلبرگای قرمز بنویسیم که عزیزم هرجا باشم بی تو هرگز کاش نشه زندگیامون یه روزی اسیر تکرار و یادت میاد عزیزم گفتی به امید دیدار ؟
pouyan
نمی ذارم که تو از پیشم بری ولی توی سرنوشتم ٬ می بینم تو نمی مونی پیشم ٬ مسافری
pouyan
دیگه عادت شده با بغض واسه ی تو می نویسم کاش می فهمیدی که قلبم خونه ی آرزوهات بود یه نفس تنها نبودی همیشه دلم باهات بود آسمون و ماه نقرش با یه عالمه ستاره شاهدن که این بریدن دیگه برگشتی نداره
pouyan
غصه نخور مسافر اونجا هوا كه بد نيست اينجا ولي آسمون باريدنم بلد نيست غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت فداي برق ناز اون چشماي قشنگت غصه نخور مسافر تلخه هواي دوري من كه خودم مي دونم كه تو چقدر صبوري غصه نخور مسافر بازم مي آي به زودي ما رو بگو چه كرديم از وقتي تو نبودي
pouyan
غصه نخور مسافر اينجا ما هم غريبيم از ديدن نور ماه يه عمره بي نصيبيم فرقي نداره بي تو بهار مون با پاييز نمي بيني كه شعرام همه شدن غم انگيز
pouyan
شعرای ارزونت شدم عمری غزل خونت شدم تسلیم قانونت شدم اما بازم نیومدی . . .