pouyan
مهربونی پیش تو تکراریه اشکام از نبودن تو جاریه هرجا رو نگاه کنم فقط تویی من اتاقم پر یادگاریه مگه از تو بهترم پیدا میشه مگه عشقت تو ترانه جا میشه مگه میشه تو رو داشت و غصه خورد مگه میشه جلوی چشات نمرد مگه میشه واسه ی داشتن تو سر عشق و آبرو قسم نخورد مگه از تو بهترم پیدا میشه
pouyan
الهی که تمومه چشم به راها بیاد سفر کردشون از تو راها الهی که هیچ جا سفر نباشه هیچ چشمی منتظر به در نباشه
pouyan
تقدیر ما از اولم همین بود یکی تو آسمون یکی زمین بود
pouyan
اين روزا فرصت دلا براي عاشقي كمه زخماي بي ستاره ها تشنه ياس مرهمه اين روزا اشك مون فقط چاره ي بي قراريه تنها پناه آدما عكساي يادگاريه
pouyan
بغضاي كال باغچه منتظر يه بارونه اين روزا دوستاي خوبم همديگر رو گم ميكنن دلاي پاك و ساده رو فداي مردم ميكنن اين روزا آدما كمن پشت نقاب پنجره كمتر ميبيني كسي رو كه تا ابد منتظره مردم ما به همديگه فقط زود عادت مي كنن حقا كه بي وفايي رو خوب هم رعايت ميكنن درسته كه اينجا همه پاييزا رو دوست ندارن پاييز كه از راه ميرسه پا روي برگاش مي ذارن اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و كال دارن چند تا غم و يه غصه و آرزوي محال دارن اين روزا بايد هممون براي هم سايه باشيم شبا يه كم دلواپس كودك همسايه باشيم اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل ميكنن درداي ارغواني رو با هم تحمل مي كنن اگه به هم كمك كنيم زندگي ديدني ميشه بر سر پيمان مي مونن دوستاي خوب تا هميشه اما نه فكر كه ميكنم اين كار يه كار ساده نيست انگار براي گل شدن هنوز هوا آماده نيست
pouyan
اگه تو مال من بودي اگه تو مال من بودي ماه از چشات طلوع مي كرد پرستو از رو دست تو نغمه هاشو شروع مي كرد اگه تو مال من بودي كلاغ به خونش مي رسيد مجنون به داد اون دل زرد و ديوونش مي رسيد اگه تو مال من بودي همه خبردار مي شدن ترانه هاي عاشقي رو سرم آوار مي شدن اگه تو مال من بودي قدم رو پاييز ميزديم پاييز مي فهميد كه ماها زبونشو خوب بلديم اگه تو مال من بودي انقد غريب نمي شدم من چي مي خواستم از خدا ديگه اگه پيشت بودم اگه تو مال من بودي دور خوشي نرده نبود دل من اون آواره اي كه شبا مي گرده نبود اگه تو مال من بودي چشام به چشمات شك نداشت تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترك نداشت اگه تو مال من بودي جهنمم بهشت مي شد قصه ي عشق ما دو تا ، عبرت سرنوشت مي شد اگه تو مال من بودي مي بردمت يه جاي دور يه جا كه تو ديده نشي نباشه حتي كمي نور اگه تو مال من بودي ، مي ذاشتمت روي چشام بارون مي خواستي مي باريد ، ابر سفيد گريه هام اگه تو مال من بودي برگا تو پاييز نمي ريخت شمعي كه پروانه داره ، اشك غم انگيز نمي ريخت اگه تو مال من بودي قفس ديگه اسير نداشت آدما دارا مي شدن ، دنيا ديگه فقير نداشت
pouyan
سرنوشت بديه اول جاتو ازم گرفت صبح فردا شد ديدم رد پاتو ازم گرفت تا مي خواستم به چشماي روشنت نگا كنم مال ديگري شدي و چشاتو ازم گرفت تو رو جادو كرد يكي با يه چيزي مثل طلسم اثرش زياد بود و خنده هاتو ازم گرفت تو با من حرف مي زدي نگات يه جاي ديگه بود خدا لعنتش كنه ، اون ، نگاتو ازم گرفت لحظه هات يه وقتايي مال دوتامون مي شدن اون حسود ، اون دو سه تا لحظه ها تو ازم گرفت خيلي وقته سختمه ديگه تنفس بكنم يه جور عجيبي انگار هواتو ازم گرفت خدا دوس نداشت بيام پيشت كنار تو باشم باورت نمي شه حس دعاتو ازم گرفت دست روزگار چه قدر با من و آرزوم بده
pouyan
وقتی کسی رو دوس داری ، حاضری جون فداش کنی حاضری دنیا رو بدی ، فقط یه بار نیگاش کنی به خاطرش داد بزنی ، به خاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی ، حتی رو برگ زندگی وقتی کسی تو قلبته ، حاضری دنیا بد باشه فقط اونی که عشقته ، عاشقی رو بلد باشه قید تموم دنیا رو به خاطر اون می زنی خیلی چیزا رو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم اما صداشو بشنوی ، شب ، از میون دوتا سیم حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو فقط خدانکرده اون یه وقت بهت نگه برو حاضری هرچی دوست نداشت ، به خاطرش رها کنی حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی حاضری حرف قانونو ، ساده بذاری زیر پات به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب با وفات وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا می گذری تولد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری حاضری جونتو بدی ، یه خار توی دساش نره حتی یه ذره گرد و خاک تو معبد چشاش نره حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر حاضری هرجا که بری به خاطرش گریه کنی بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی رو
pouyan
کاش یه کاری بکنیم که خستگی ها در بشه مرهمی بشیم که زخم آدما بهتر بشه کاش که شاخه ی درخت زندگی رو نشکنیم هفته ای یه بار به باغبونامون سر بزنیم کاش که پاک کنیم تموم اشکایی که جاریه خوب نگه داریم چیزی که واسه یادگاریه کاش دس پرنده های بی پناهو بگیریم
pouyan
سلام سرسنگینی عیبی ندارد بهتر از این است که بشنوم غمگینی ٬ به فرض که دوستم نداری نه خودم ٬ نه نامه هایم را ٬ این خودش قانع کننده ترین دلیل دنیاست ٬ خودش کلی دلیل است ٬ راستی ممنون که به شکل معجزه آسایی امسال روز تولدم یادت ماند . شاید هم کسی یادت انداخت اما تبریکت به همه ی جزیره های کشف شده و کشف نشده ی دنیا می ارزید ٬ کلی ذوق کردم ٬ ببین دوست دارم یک چیز را باور کنی ٬ <<سونیا>>! به خدا هیچ کس تو را به اندازه ی من دوست ندارد ٬ بگو باورت شد ٬ ننویس . با غصه تمامش می کنم فقط به خاطر اینکه میدانم هروقت کلاغ های قصه ی مادربزرگ به خانه هایشان رسیدند و من و تو هم به هم می رسیم . درستست ٬ یعنی هیچ وقت ٬ یعنی غیر ممکن ست ٬ هرگز . صفحه ی آخر را سفید می گذارم تا مثلا فقط برای دلخوشی ام تو جواب دهی با اینکه می دانم نمی دهی ٬ به هر حال می تواین برای سرگرمی خط خطی اش کنی یا از آن اسکلت هایی که وقتی خودکار یا مداد گیرت می آید می کشی ٬ بکشی . دیگر حرفی نیست فعلا با یک بیت شعر که نمی دانم در ذهن کدام شاعر متولد شده تمامش می کنم :
pouyan
فرشته ی زمینی دیوونتم میبینی نامه برات نوشتم رو برگای گل یاس چرا من اینجا موندم اما دل تو اونجاس فرشته ی زمینی دیوونتم میبینی نامه برات نوشتم رو گلای بنفشه عشق تو عین یاقوت سرخه و می درخشه نامه برات نوشتم روی گلای لاله راستی که داشتن تو برای من محاله غصه هامو نوشتم روی گلای پونه هرچی بگی میگم چشم ساده و بی بهونه فرشته ی زمینی دیوونتم میبینی گریه هامو نوشتم رو قطره های شبنم
pouyan
این روزا درد غریبی می کنه ما رو کلافه چی میشه با هم بسازیم یه روزی یه شهر تازه بدون اینکه بگیریم از کسی حتی اجازه یادگاری بنویسیم کاش رو گلبرگای قرمز بنویسیم که عزیزم هرجا باشم بی تو هرگز کاش نشه زندگیامون یه روزی اسیر تکرار
pouyan
کاشکی یادمون نمی رفت عهدامون بدون علت واسه ی دفاع از خود دست نمی زدیم به تهمت کاشکی عهدامون نمی شکست با یه اتفاق ساده به دلیل اینکه آدم توی این دنیا زیاده کاش برای اون مهم بود چشام از خاطره خیسه گفته بودم که دل من برای اون می نویسه
pouyan
چی می شد بی التماسم تو می اومدی به خونه چی می شد دلت می دونست که باید پیشم بمونه چی می شد می سوخت دلامون واسه التماس سیبا چی می شد دنیا رو یک شب بسپاریم دست غریبا
pouyan
یه وقتایی منتظر کسی باش کسی که چشماش یه کمی روشنه شاید یه قدری ام شبیه منه کسی که چون می خواد بشه ستاره هیچ چاره ای به جز سفر نداره داغ دلت هروقت که میشه تازه بهش بگو با روزگار بسازه دیگه باید برم که خیلی دیره فقط نذار خاطرمون بمیره ...