pouyan
بغـــض هــایمــ زا بـــ آ ـــمان ــــپرده امـــ خــ ـ ـ ـ ـ ـ ـدا بـــ خـــیر کنــد بـــاران امــشبـــ را ـ ـ ـ
pouyan
اگر دیدید یک زن دهنشو به اندازه دهن یک اسب آبی باز کرده . اصلا نترسید با شما کاری نداره... فقط داره ریمل به چشمش میزنه!!!!
pouyan
نَقــاش خـُـــوبی نَــــبودَم… .. اَما .. ایــن روزها… .. بِه لُطـفِ تــــــــــو… .. اِنـــتِظار را .. دیـــدَنی میکـِـشَـم
pouyan
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم".
pouyan
خدايـــا ؛ ايـن روزهــا حرفهـــايم بويـــِ نـ ـاشـــکري مي دهنــد ... امـــا تـــو... بـه حســـاب تنهــ ــ ـايي و درد دلــ بگـــذار...!
pouyan
به که گويم که دلم غرق تمناي تو شد آرزويم همه شب ديدن سيماي تو شد به که گويم که همه زندگي ام حسرت ديدار تو شد همدمم چشم تر و خاطر زيباي تو شد به که گويم که دگر دلبر نيست دگر آن شور و شعف در من نيست
pouyan
سیگار بعدی را روشن میکنم کامی از لبش می گیرم به جای لب هایی که چندیست نبوسیده ام انگشتانم بوی تند سیگار می گیرند همان انگشنتانی که همچو باد جنگل مو های تو را نوازش می کردند دیگر این اندام سوزان تو نیست که مرا احاطه کرده است دود سیگار است و بس... سیگارم که به اخر میرسد لبم را می سوزاند مانند بوسه ای که تو هنگام خداحافظی به ان تقدیم کردی...
pouyan
دیشب خدا صدام کرد بهم گفت عشقت داره قربون یکی دیگه میره اون وقت تو راحت خوابیدی؟ لبخند تلخی زدمو گفتم: خدایا این همون بنده ایه که وقتی افریدیش به خودت افرین گفتی؟
pouyan
یه بزرگی میگه: صبور تر که میشوی دنیا پر رو تر میشه
pouyan
ابرها می بارند ولی انسان ها عاشق ستاره ها میشوند، نامردیست!!!!!! آن همه اشک را به چشمکی فروختن...
pouyan
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد اما هر وقت به کسی خوردم، گفتند مگر کوری؟؟!!!!
pouyan
به كوري چشـ ـ ــم تو هم كه باشــــــد حالم خوبــــ ِ خوبــــ استــــ اصلا هم دلـ ـم برايتــــ تنگـ ــ نشــــده حتي به تو فكــــر هم نميـــ كنـــم بارانــــ هم تــــو را ديگر به ياد من نميآورد مثل هميـــن حالا كه ميبارد . . . لابد حالا داري زير بارانــــ قدم میزني امــــا... چترتــــ را فراموش نكــــن ! لباس گـــرم را هــــم همینطـــور
pouyan
تنهـــــــــــــایی را بایــــــــــــــــد با خط بریل مینوشتند!!! شنیدنش کافی نیست باید لمسش کرد