pouyan
می دانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند آن وقت با خودت بگویـی بگذار منتـظـر بمانند ....
pouyan
من مرض گرفتم!!! از نوع#دلتنگی...
pouyan
نه.. نه! گریه نمی کنم یک چیزی رفته توی چشمم! به گمانم یک خاطره است...........
pouyan
مــی دانـــی اگـــر هنوز هم تورا آرزو می کنم برای ِ بـی آرزو بودن ِ من نیستـــ !! شــایـــــد آرزویــی زیبـــاتــر از تـــ ــــو ســراغ ندارم ..
pouyan
گاهی باید فاتحـــه خـــاطره ای رو خوند وگر نه همون خـــاطره فاتحـــه تو رو می خونه........!
pouyan
ته دلم که میسوزد یادم می آید آخرین فکری که کرده ام با موضوع تو بوده که اگر نبودی از بی دردی جه میکردم؟ حالا هم که نیستس چفدر درد دارد!!
pouyan
من دلم تنگ کسی ست که به دلتنگی من می خندد !!!
pouyan
بــاید دلم را بکنم از دلَت براي كندَن َش اجازه ندارم، به حريم ِ خصوصي ِ دل ِ تو پا بگذارم پس اين كار را به تو مُحَول مي كنم
pouyan
می آیند؛میمانند؛عادت میدهند؛میروند...وتو تنها در خود میمانی!!!! .... هوای خانه چه دلگیر میشود گاهی!!!!!!
pouyan
آن نازنین کجاست که یادم نمیکند صد غم به سینه دارم و شادم نمیکند یک لحظه آنکه بی من هرگز نمی نشست امشب به یاد کیست که یادم نمیکند .
pouyan
همه هستی من کدئینی سر شب آلپرازولامی به هنگام خواب و یاد نازنینی که خاطره می انگیزد ...
pouyan
اگر دليلي داشت تداعي خاطرات زيبا ميشد دليلي يافت براي فراموشي خاطرات تلخ و سرد و تنها ...
pouyan
تنها زنی که آزار نمیرساند مادر است.