دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

pouyan
مرد - مجرد
امتیاز: 525

دنبال‌شدگان

(27 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(64 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

pouyan
pouyan

مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من میچرخید، به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!! ای دو صد نور به قبرش بارد؛ مگس خوبی بود... من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد، مگسی را کشتم ...!

pouyan
pouyan

چه دلپذیراست اینکه گناهانمان پیدا نیستند وگرنه مجبور بودیم هر روز خودمان را پاک بشوییم شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم و باز دلپذیرو نیکوست اینکه دروغهایمان شکل مان را دگرگون نمی کنند چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم خدای رحیم ! تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس

pouyan
pouyan

خدایا:تو اول رابطیم که واژههایه اون بویه خاطرات قدیمیو میده...!!!

pouyan
pouyan

نمی خواهم نبودنت از شمارش انگشتانم بیشتر شود.. اما این روزها کاری از دستانم بر نمی آید…

pouyan
pouyan

تن‌های ما تنهاست دل‌های ما با هم دل، از تو لبریزست تنهای تنها هم

pouyan
pouyan

چه شباهت متفاوتی بیت ماست ، تو دل شکسته ای ؛ من دلشکسته ام !

pouyan
pouyan

دلتنگی هایم را جایی،جا گذاشته ام کجا نمی دانم؟ فقط دلم دل دل می کند...خسته ست و افسرده این روزها...بی خیال... فقط سرم درد می کند...خسته ست و افسرده تب می کند نگاه...می سوزد این دلم قلبم چه بی کس است دنیا... همین بس است...

pouyan
pouyan

پا به پای کودکی هایم بیا · کفش هایت را به پا کن تا به تا · قاه قاه خنده ات را ساز کن · باز هم با خنده ات اعجاز کن ... · پا بکوب و لج کن و راضی نشو · با کسی جز عشق همبازی نشو · بچه های کوچه را هم کن خبر · عاقلی را یک شب از یادت ببر · خاله بازی کن به رسم کودکی · با همان چادر نماز پولکی · طعم چای و قوری گلدارمان · لحظه های ناب بی تکرارمان · مادری از جنس باران داشتیم · در کنارش خواب آسان داشتیم · یا پدر اسطوره دنیای ما · قهرمان باور زیبای ما · قصه های هر شب مادربزرگ · ماجرای بزبز قندی و گرگ

pouyan
pouyan

و من سکوت می کنم دلم گلایه می کند زمانه مویه می کند زمین چه ناله می کند پر از تلاطم توام پر از نجابت سکوت یاور ابری ام هنوز تو را بهانه می کند قسم به هر چه بود و نیست قسم به عشق آبی ات که من سکوت می کنم دلم گلایه می کند.

pouyan
pouyan

شب شعری که به پا بود در آن صبح لطیف برد ما را به شب خیس غزل خوانی تــــو من دچار تو شدم وقتی نگاهم کردی دل گرفتار همان موسم بارانی تـــــــــــو چشم تو خلوت خوبی است اگر بگذارند...

pouyan
pouyan

شب رفتنت عزیزم هرگز از یادم نمیره...واسه هرکسی که میگم قصه شو آتیش میگیره

pouyan
pouyan

سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد...

pouyan
pouyan

مسافر خسته ی من بار سفر رو بسته بود تو خلـوت آیینه ها به انتظار نشسته بـود می خواست که از این جا بره اما نمی دونست کجـا دلش پر از گـلایه بــود امــا نمی دونست چــرا دفتــر خاطــرات شو رو طاقچـــه جا گذاشت و رفت عکسای یادگــاری شو بـــرای ما گذاشت و رفــت دل که به جــاده می سپــرد کسی اونــو صــدا نکــرد نگــــاه عاشقـــونــه ای بــــرای اون دعـــا نکــرد حــالا دیگه تو غربتــش ســـتاره ســـر نمی زنـــه تـــو لحظــه های بی کسی ش پــــرنده پــر نمی زنــــه بــا کــوله بار خستگــــی تـــــو جــاده های خاطــره مســافــر خســــته ی من یـــه عمــره که مســافره

pouyan
pouyan

slm be hamegi...

pouyan
pouyan

یه جـآیے باید دسـتـِ آدمـآ رو بکشے نـِگه شـوטּ دارے؛ صورتـشوטּ رو میوטּ دستـآتـ مُحـکـم بگیرے بگے : بـبـیـטּ ...... مـטּ دوستـتـ دآرم ،نـــــرو. .