#وقتی متأسف می شم برای ِ خودم که #چرا دست ِ دوستی دادم با یه آدم که راحت #آبروی ِ بقیه رو می ریزه : / .. بدون ِ اینکه طرف ِ مقابلشُ بشناسه ..!! ، شُما اُپن مایند .. آره ولی قرار نیست ندیده و نشناخته هر #حرفی درباره ی حتی دُشمنمون هم بزنیم .. ! ، با یه دوست ِ خوبی داشتم حرف می زدم : X .. به این نتیجه رسیدم .. جای ِ بعضی آدما سطل ِ #آشغال ِ ..! ، بی حیایی هم حدی داره .. ! : |
خب راستش می خواستم داستان تازه ای بنویسم.دارم خودم رو #مجبور می کنم به نوشتن . هر چند هیچ کلمه ای به ذهنم نمی رسه.همه ـش #تکراری ِ.آدم ها گاهی ، خودشون رو مجبور می کنن به انجام کاری چون نمی دونن از جون ِ این #دُنیا چی میخوان . من دوست دارم #مُدام بنویسم.می ترسم #نوشتن یادم بره. مثِ خندیدن . از ته دل خندیدن . مث ِ #آرزو کردن . دیشب که چشم دوخته بودم به آسمون فکر کردم مثلاً اگه #شهابی هم بگذره،آرزویی ندارم.آدم ها مُدام برای خودشون #رویا می بافن و #بهانه می تراشن.مثلاً می ترسن یه روز صُب از #خواب بیدار بشن و ندونن باید چی کار کُنن؟!کسی دور و برشون نباشه. مث ِ اونایی که برای #دومین بار یا حتی چندمین بار #عاشق می شن. که هی می چسبن به عشق #جدیدشون که مبادا از دست برود.آنقدر که ترسیدن از " #از-دست-دادن ".دیدم من اصلاً آدم این #روزها نیستم . آدمِ آدم های تازه حتی!!فکر کردم باید سالها پیش #بدنیا می اومدم . همون #سالهایی که #هوا پر نبود از منواکسید کربن و دود ِ #سیگار مارلبرو . که می شُد خیابونها روبدون دلهره پیاده #راه رفت.اصلاً ما که هی راه می ریم خیابونها رو ، باید سالها قبل بدنیا می اومدیم
@اَمیـــرحسیـــ ن .. از مَن گُفتن بود هرکی #آهنگ ِ پروفتُ از دست بده نصف ِ عُمرش بلکه در برخی مواقع تموم ِ عُمرش به فنا نائل شُده .. ، هَپی باشه بازم این تغییــرات ِ پروفت خعلی هم قشنگ ِ
مردي كه به عنوان دستيار يك كارآگاه كار مي كند در حقيقت مردي است كه سال ها پيش حافظه خود را از دست داده و كارآگاه مدارك قلابي برايش جور نموده است . اكنون مي خواهد به دنبال گذشته اش بگردد و متوجه شود كه بوده و چرا سرنوشتش چنين شده است .
متوسط بود چندان خوشم نيومد . اين كتاب شايد يكي از مهم ترين كتاب هاي موديانو باشه جايزه گنكور را هم به خاطرش برده با اين حال شخصا كتاب قبلي را ترجيح مي دادم . يك جور داستان اجتماعي پليسي هست ردپاهايي كه دنبال مي شه و خاطراتي كه جرقه مي زنن . اما نه موضوع چندان جذبم كرد نه نحوه به دست اوردن اطلاعات قديمي .
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 1 ساعت و 48 دقيقه قبل