این بازی نتیجه خنده دار و در عین حال شگفت انگیزی خواهد داشت!
پیام را یكجا تا پایان نخوانید بلكه مرحله به مرحله پیش بروید و عین دستورالعمل انجام دهید!
نكته: زمانی كه میخواهید اسامی را بنویسید اطمینان حاصل كنید كه اشخاصی هستند كه شما آنها را می شناسید (تبصره از خودم: یعنی اسم الكی یا بیخودی ننویسید!!!)
مهم: همچنین بیاد داشته باشید كه بهنگام نوشتن اسامی و عمل كردن به دستورالعمل از احساس و غریزه خود استفاده كنید و بیخودی و بیش از حد فكر نكنید بلكه آنچه كه در آن لحظه به ذهنتان می آید را بنویسید!
خوب حالا یك قلم و یك برگ كاغذ آماده كنید.
1- اول از هر چیز اعداد 1 تا 11 را بصورت ستونی یا ردیفی (زیر هم) بر روی كاغذ بنویسید.
2- سپس در جلوی ردیف (ستون) 1 و 2 هر عددی را كه مایلید بنویسید.
3- حال در جلوی ردیف 3 و ردیف 7 نام شخصی را از جنـس مخالف بنویسید.
قرار نشد به پایین نگاه كنید! تقلب ممنوع !=shame on you
4- نام اشخاصی را كه می شناسید (چه دوست یا اعضای خانواده یا فامیل) در جلوی ردیفهای 4، 5 و 6 بنویسید.
5- در ردیفهای 8، 9، 10 و 11 نام چهار ترانه (آهنگ) را بنیوسید (در جلوی هر ردیف نام یك ترانه)
6- اكنون نهایتا میتوانید یك آرزو كنید!
و حالا كلید رمز گشایی این بازی:
1- عددی را كه در ردیف 2 نوشته اید مشخص كننده تعداد اشخاصی است كه شما باید در باره این بازی به آنها بگویید!
2- شخصی كه نامش در ردیف 3 قید شده كسی است كه شما عاشقش هستید!
3- شخصی كه نامش در ردیف 7 قید شده كسی است كه شما دوستش دارید ولی با هم نمی سازید (یا به تعبیر دیگر عاقبت خوشی نخواهد داشت!)
4- شخص شماره 4 كسی است كه شما بیش از همه به او اهمیت میدهید!
5- شخص شماره 5 كسی است كه شما را بسیار خوب می شناسد.
پنجاه یورویی و ده یورویی را از کیفم بیرون می آورم و می گویم:
-میدانی که شصت یورو داده ای؟
-شصت یورو؟من خیال می کردم دو تا ده تایی ست
دو تا اسکناس را می دهم دستش. یک بار به پول نگاه میکند و یک بار به من. میخندد و میگوید:
-تو چقدر خری
من هم میخندم.چیزی در درونم آرام شده،یک جور شادی پنهان.
از خودم راضی ام. دوباره هر دو تا اسکناس را میدهد دستم و میگوید:
-حالا بیست یورو بردار
-باز که داری همان اشتباه را میکنی
بقیه پولش را میدهم. لبخند بر لب به خیابان و پیاده رو نگاه میکند دستش را میکشد روس سرم. پُکی به سیگار میزند، برمیگردد طرفِ من:
-تو آدم خوبی هستی،خوش به حالت.
و پیاده میشود و میرود. من راضی و خوشحال دوباره می افتم توی ترافیک غروب یک روز خیس و پاییزی برلین،دنبال پول
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 14 ساعت و 2 دقيقه قبل