همیشه از اون چیزایی که #بدم میومد ِ دونه دونه سرم اومده .. !، اینقد که دارم به گَند شانسی ِ خودم پی میبرم ، مهم اینکه کسی خودمو #نشناخت فقط چشم دوختن به حرفای دوپهلوی من که هر جوری دوس دارن ازش #برداشت کُنن ..! ، ایراد از من ِ که توی ِ صورت ِ طرف ِ مقابلم نمیگم ایرادشو ُ همیشه هم آدم #بد ِ من میشم .. که چرا حرفمو صافُ و پست کنده نمیزنم .. چطور ِ که #لال بشم چون بلد نیستم جور ِ دیگه #برخورد کُنم ..
#دیروز با تمام وجود #پاییز را احساس کردم درست در همین حوالی ِ تیر ؛ وقتی آسمان #ابری شد و #باران قطره قطره باریدن گرفت. بوی #خاک، رقص ِ #باد ..دستی که نه #گرم بود و نه #سرد ، اما توی دستهای من جا خوش کرده بود. دیروز پاییز ِ من ِ پاییزی بود..!
سَر ِ #صــُبی خود به خود از خواب بیدار میشی همینجور که #چــشآت بستــَس دنبآل ِ #گوشیت میگردی تقصیر خودت نیس چون #عآدَت کردی ... #عآدَت کردی که هر روز صــُب با حرفآی ِ قشنگِش ی ِ #لــَبخند بشینه رو لَبــِت...به #بودَنــهآی ِ هر روز ِش دِل بــَستی بــِ عآشــقآنه هآیی که دَر ِ گوشــِت میگه دِل خــوشی... اما گــآهی ســَهم ِ #تو از اون #هــیچ ُ همه چیز ِ...هیچ چون #اِس ِ جدیدی نمیبینی همه چیز چون #کـُلی حــَرفآی ِ #نــَزده پــُشت ِ اون #اِسی که #هیچوقت#سـِند نــشد هــَس..
جاودانگی همیشه آرزوی انسان بوده و تلاش او برای جاودانه کردن عمر تاکنون بی نتیجه مانده است . اما ماندگاری امکان پذیر است و رمز ماندگاری ، کیمیاگری درونی ست . آلایش و پالایش فطرت با هنر . که هنر دارویی ست جاودان گردان . حال می خواهد هنر در دستان کسی خفته باشد یا در قلب و گلوی او . آنچه که او را می زیبد هم آغوشیش با چیزی ست که او را متمایز گردانیده است . اگر کلمات از صافی قلب عبور کنند و در گلویی تکرار نشدنی به آوایی جاودانه تبدیل گردند تا ذهن آدمی را درگیر خود گردانند و خاطره بسازند برای او ، می شود هنر و صاحب آن قلب صاف و گلوی تکرار نشدنی هنرمندی است دلبند یا شاعری ست ناخودآگاه و یا شاید کسی باشد مثل مریم نشیبا .روزگار این هنرمند گره خورده است با کودکی یک نسل . آنگاه که ذهنمان در تسخیر لالایی های اوست هنوز و حتی اگر لالایی هایش را از دست داده باشیم به دنبالش در گلبانگ انتظار می کشیم تا دست دلمان را بگیرد و ببرد به شیرین ترین تکرار نشدنی های عمرمان .
او ماندگار است . او مانده است . صدای او حجم سبز تمام درختانی ست که پاییز ندارند . انگار صدای او در قلبمان توقف کرده است و ما صدایی دیگر را به قلبمان راه نمی دهیم تا ما نیز با صدای او ماندگار شویم .
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 1 ساعت و 13 دقيقه قبل