چند ماه پیش یکی بهم گُف: کسی که خودشو به #خواب زده رو نمیشه بیدار کرد ، حالا میفهمم اونموقع خواب بودم خوابی که باعث ِ سنگی پلکهام شُد ، یاعث شُده بدی ها رو نبینمُ فقط و فقط خوبی ها رو ببینم .. / همه ی اینا بکنار/ حسرتم از اینکه محکوم شُدم توی ِ دادگاهی که فقط یه #رأی داشت ..
توی ِ این دنیای ِ #تنهایی که هرشب #غُصه همراش ِ چقد باید منتظر بمونم که یکی مث ِ #تو پیداشه ،چقد با #گریه آروم بشم تو این شبهـا . واسه یه لحظه #آرامش تب ِ #دستای ِ تورو میخوام ، میخوام آرامشم باشی مث ِ #لالایی ِ مادر .توی شبهای #پریشونی چی از #آغوش ِ تو بهتر .همش از آینه میپرسم چرا فکر ِ #سفر افتادی . کسی که با یه #لبخندش یه دنیا رو به من میداد . چه #تلخ ُ گریه بارون ِ نگاه ِ آینه ی خونه .شاید مث ِ من ِ اونم دلش #خون ِ ..نمیدونی چه #دلتنگم ، نمیدونی چقد #تنهام شاید میدونی و میخوای بازم گمشم توی ِ رویاهام .. اینجوری #آرومی و من از #زندگیت کم میشم ..تو که #مجنون نمیمونی چه فایده #لیلی باشم ..ببین #تنهـاترین ِ من .. تو نیستی زندیگیم اینه ..شبای #بی-تو بودن رو هنوز با #گریه میخوابم ..
همیشه دوست داشتم توی ِ حیاط ِ خونمون یه بوته گل ِ رُز ِ #سفید هم باشه ، اون ته ِ حیاط که از #بالکن ِ اُتاق ِ من دیده بشه .. / همیشه که میرم #بهشت-زهرا راهمو دور میکنم اول از #اریکا چند تا شاخه رُز ِ #سفید میگیرم حسابی وسواس دارم توی ِ انتخاب کردنش ، غرغر سرم زیاده که برا #مرده مهم نیست که گلی که میذارن روی ِ سنگ ِ #قبرش چی باشه چه شکلی باشه چه رنگی باشه که ، ولی واسه منی که #زنده-م و با اون زندگی کردم مهم ِ ، میدونی چیه آخه خلوت ِ #مرده-ها فقط با گلـای ِ روی ِ سنگشون ِ و شیشه ی گُلابی ِ که اسمشونُ شسته .. نه که #مرده-پرست باشم نه ، دوس دارم وقتی کسی اومد پیشم یه #پنجشنبه اگه راهش افتاد سمت ِ بهشت زهرا اونم با خودش رُز ِ #سفید بیاره برام ..
چی میگفتن #قدیما ، که آدم از #غریبه بکشه ولی از #آشنا نه، چقدر هم راست میگفتن. نمیخوام بگم من خیلی علیه السلام هستم ولی گاهی #آدمای اطراف خودم رو نمیتونم درک کنم، کاراشون رو ، نمک نشناسی هاشون رو ، بی محبتی هاشون رو، #خنجرهاشون رو که از بی محبتی #تیز شده رو ... میترسم از این خنجر ها، هیچ دوست ندارم با این خنجرها #زخمی بشم بازم اما متاسفانه هستن کسایی که کمر بستن به دیدن #اشک-های من . یه چیز دیگه به #نیش ِ این خنجرها که شک هم ندارم ولی از اون تیزتر #قضاوت ِ بی جاست ..
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 5 ساعت و 18 دقيقه قبل