یه وقتایی سراغ ِ کتابای مامانم میرم با شوق و ذوق جمشون کرده خیلیاش قدیمی ُ قشنگ ِ .. ؛ چشمم خورد به نصایح ِ #سُلیمان صفحه ی 70 بود پاراگراف ِ سوم نوشته بود :فرزندم.. بکوش تا از هر #سوراخ / #دو / بار بلکه / #سه /بار هم گزیده شوی. به هر قیمتی نخواه که #عاقل جلوه کنی. جادارد هر #خریتی را چند بار تکرار کنی تا آخر سر #وقت اضافه نیاوری..!
یا بُنَیّ َ....
سعا علی الجیز بالواحد الحفره مرّتین بل ثلاث مرات. لا یبدو تظهر العاقل بایّ ثمن.تستحق علی الحماریه بالدفعات حتی لا تشمل فیالوقت الاضافی.
شدت ِ #ضربه تا یه حدی که باشه #دردش اشکتو درمیاره و آه و ناله میکنی، ولی از اون #حد که میگذره شدت #درد لالت میکنه، #فلجت میکنه، #نابودت میکنه... اون موقع دیگه هیچکاری نمیکنی، فقط #نگاه میکنی...
تا حالا شده به یه #سکانسی از این فیلم ِ طولانی ِ #زندگیت برسین که دوس داشته باشین یهو بزنین زیر همه چیزو بگید: آقا #نمیخوام ..! نمیخوام....من نمیخوام...من دیگه #بازی نمیکنم..! بعدم کوله پشتیتونو بزارید رو شونتونو تا میتونید از اونجا #دور بشید..؟ با تموم وجودم از ته #دلم ,از عمق این دل ِ #سوختم ,دُنبال ِ یه همچین چیزییم...!تا برم یه جایی که دست هیچ #اَحدی بهم نرسه ..از همه ی قیدو بندآ #راحت شم و به هیچ کسی #دلبسته نباشم..
همیشه توی هر #رابطه-ای که باشی به زبون آوردن بدترین #حقیقت-ها هم از گفتن ِ #دروغ بهتره...حتی اگه میدونی گفتن حقیقت ممکنه خیلی گرون به پات تموم شه بازم حقیقت رو بگو حتی اگه دونستن حقیقت اونو #آزار میده...حتی اگه میدونی با شنیدنش #ناراحت میشه حتی اگه میدونی با #دونستن حقیقت تورو #رها میکنه..!بازم #راستشو بگو راست ِ راستشو چون هیچ چیزی با ارزش تر از راست گفتن نیست..!
نصفه #شبی میری سراغ متن #چــَتی که #سـِــیو کرده بودی...با خوندنش نمک به #زخمت میپآشی و تازَش میکنی...اینجوری میشه که #شبت میشه یکی از اون شــَبآیی که اونقدر #گریه میکنی که دیگه چــشآت قدرت نگآ کردن به صفحه ی مانیتورُ نداره...نور چـــشمآت ُ میزنه...هر چند لحظه صدای ِ #هق-هق-ت سکوت ِ #اتاق ُ میشکنه.. #گوشیت ُ بر میداری میخوای اِس بدی .. اَمـّا ..!
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 5 ساعت و 18 دقيقه قبل