دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Rahil

عاشقم!عاشق ستاره ی صبح،عاشق ابرهای سرگردان،عاشق روزهای بارانی,عاشق هرچه نام توست برآن... درباره »
Rahil
زن - متاهل
امتیاز: 3532

دنبال‌شدگان

(645 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(479 کاربر)

گروه‌ها

(75 گروه)

بازدید

Rahil
Rahil

آقاحالا که بحث استادریاضی شدباید بگم که زنده یاد استاد ریاضیمون که ازدست من و برگه ام خودش رو سربه نیست کرد،یه برادری داشت به اسم حسین که این برادر قد بلندوظاهرشم ای بدک نبودولی از داشتن دو عدددندان محروم بود و وقتی میخندید زیبایی های خدادادیش میریخت بیرون!هیچی دیگه من و طهورا تصمیم داشتیم بکمک بچه های دانشگاه پول جمع کنیم که بره دندون بکاره اما حیف که جامون رو عوض کردن!هعی...یعنی ما یه همچین آدمایی هستیم!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

این @Rahil اسم استاد ریاضیمونو اورد اقای حسن نراقی نتونستم بگم که منو راحیلی چه بلایی سرش اوردیم بنده خدا تا درس میداد منو راحیل میمردیم از خنده بعد استاد جون ملقب به حسن جون خودمون مشکوک میشد که ما به چی میخندیم غافل از اینکه ما به هیکل نازش میخندیدیم یه روزم من حالم بد بود گفتم استاد یه چی بگم ؟گفت چند میخوای؟ منم از خدا خواسته گفتم هرچی کرمتونه گفت برو حله بعد من حالم این شکلی شد البته راحیل جونی هم این کلکو زده ها اینم بگم که این حسن جون ما یه برادرم داره که ایشونم استاد ریاضی میباشد به اسم حسین جون فقط دندون نداره اونایی هم که داره این شکلیه این راحیلیم میخواد این اقارو بندازه به من هی میگه طهورا دندون کاشته ها حیفه خلاصه این نراقی جونیا داستانی ساختن برای ما که دیدن داره

این ارسال را بازنشر کرده است.
Rahil
f7277_21321.jpg Rahil

آقاباعرض معذرت،میدونم کپی پیست بده ولی چون خیلی به برگه امتحانی ریاضی من و واکنش استادمون شباهت داشت گذاشتم...هعی زنده یاد استاد حسن نراقی...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
علی فلاح
علی فلاح

3 روز بود که از حرف زدن عاجز شده بود! تنها کسی که می تونست از جاش بلندش کنه و بغلش کنه تا روی تخت بشینه، بودم! شب 22 فروردین بود! بیمارستان 22 آبان لاهیجان! بخش زنان! به همراهِ تخت بغلی سپردم که من بیرون نشستم! اگر کاری داشت ، منو صدا بزنه! 10 دقیقه ای بود که نشسته بودم ؛ داداش! داداش! نگاش کردم، گفت بیا، دنبالِ توئه! دوان دوان رفتم و رسیدم! نگاهم کرد و با اشاره گفت که میخواد بره بالاتر! بغلش کردم، گفتم بگو ، آروم زمزمه کرد و رفتیم بالاتر! کنارش نشستم، خوابیده بود! یهو بیدار شد، نگام کرد ، اشاره کرد که میخواد بلند بشه؛ بغلش کردم اما نه! پیشونیم رو بوسید! بغض کردم رفتم بیرون..

و 30 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Rahil
Rahil

وقتی دو عاشق از هم جدا میشن ... دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن ... چون به قلب همدیگه زخم زدن ... نمیتونن دشمن همدیگه باشن ... چون زمانی عاشق بودن .. تنها میتونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Rahil
Rahil

@اميررضا ،به به آقای برادر!مشتاق دیدار...آقاهوس دسته گل نکردین؟

Rahil
Rahil

@*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥* عزیزم،توسایت نگریستم وفقط ساعات کلاسای اول دانشگاه رو زده بود!حالا چیکارکنیم؟

Rahil
Rahil

سلام،سلام!شب همگی بخیر!درچه حالید دوستان؟

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بیخیال غم ....امروز تو مترو نشسته بودیم توجه کنید نشسته بودیم و خلوت بود منو @Rahil و @فاطمه غنچه دنبالر بودیم داشتیم به یکی و حرفهاش میخندیدیم تا جایی که اشکمون در امده بود از شانس قشنگه ما که خدا خیلی دوسمون داره یه خانمه بسیار بسیار خوش اخلاق از نوع برعکسش روبرومون نشسته بود هرچی ما میخندیدیم ایشون بیشتر جز میزد تا جایی که برگشت به ما گفت چه خبرتونه؟ بسته ...ما که کلا دنبال موضوع برای خنده میباشیم شروع کردیم با خنده جواب دادن که شما بدت میاد جاتو عوض کنو حرص نخور دیدیم نه خانم رفته تو خط بی حیایی بله ما هم شروع کردیم عین خودش رفتار کردن که از جای دیگه ناراحتی داری رو ما خالی میکنیو چشم نداری ببینی جوونها بخندن گفت نه ندارم خلاصه واسه ما کلی افه خرکی امد ولی واسه ما موضوعی شده بود که موضوع خودمونو فراموش کردیم کلا میخوام بگم از این جور افراد نباشید و با شادیه دیگران شاد بشید وقت برای زندگی کمه لذت ببرید حتی با خنده ی دیگران ...(پستم پیام اخلاقی هم داشت )

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Rahil
Rahil

ای کاش ، ای کاش، دریانوردی بودم! ای کاش قایقی داشتم، تا هر شامگاه در بندر آبی چشمانت، بادبان بر افرازم....به امید دیدار!شب خوش!!!