Rahil
مثلا فردا کلاس دارم!خیلی خوابم میاد ولی پادرد امونم رو بریده،شدم مثل معتادایی که مواد بهشون نمیرسه وخمارن!
Rahil
روزتولد امسالم اصلا مثل سالای پیش نیست!من ازروی بیکاری و تنهایی و بی حوصلگی اومدم نت!امروز اصلا حوصله ی هیچ کس و هیچ کاری رو ندارم!نمیدونم کسی تاحالا روز تولدش تنها و غمگین بوده؟
Rahil
امروز ازاون روزای خاکستری دفترزندگیمه،با اینکه امروز بایدطعم شادی داشته باشه اما برای من فقط طعم تلخ بی حسی و بیتفاوتی رو داره!
Rahil
کارم از یکی بود و یکی نبود گذشت، من در اوج قصه گم شده ام….!
Rahil
بزرگی گفت : تا شقایق هست زندگی باید کرد... چه کند دل تنگ من که شقایق های دلمان را پرپر کردند و ... کاش می گفتند تا خدا هست زندگی باید کرد... اینگونه گاه گاهی امید به عبور رهگذری غریب از کوچه تاریک قلبمان بود... اینگونه است که زمزمه می شود... و ... این روزها چه زود دیر می شود... وچه زیادند این روزها ناگفته هایی برای گفتن...
Rahil
باتو الفبای عشق را آموختم//ندای قلب عاشقم را به گوش همه رساندم//به تو وکلبه ی عشقمان بالیدم//تو همه گمشده ام شدی//حالا که اینچنین شیفته ی توام//باش تا در کنارت آرامش را بیابم...
Rahil
از امروز تازه غم وغصه ،بی کسی،مصیبت ورشادت های حضرت زینب سلام الله ،ام المصايب شروع میشه....قربون دلت برم خانوم که دریک روز کوتاه موهات سفیدشدقدت خمیده شد...دیدن این همه نامردی و نامروتی وانقدر صبروتحمل؟الحق که بنازم به صبروغیرتت خانوم...بایدکه عاشورا رو حس کردواز آن درس گرفت.
Rahil
آسمان،دریا را درآغوش کشیده ومن تنهایی ام ویادترا!!!هنوز سرشارم ازتنهایی!!!هنوز دستانم انتظار گرمم را می نویسد...
Rahil
چقدر غریب شده ام میان این همه آشنا.. چند روزی است حجم تنهایی را بر روی قاب آبی دلم نقاشی می کنم..!! - نه - قلم در دست من نیست....!! من نقاش این تنهایی نیستم.! این خاطرات شب چشمانت است که... قلم در دست گرفته.. و به حرمت شبهای تلخ من - بعد از رفتن تو – حجم تنهایی را بر قاب دلم نقاشی می کند.........!! و تو.... حتی سایه دلم را در کوچه پس کوچه های قلبت ندیدی... و اما من....
Rahil
امشب یهو دلــــــــــــم کودتا کرد... تو رو می خواســـــــــــت!ســَـرَم رو کردم زیر بالشت آروم به دلـــــــــــم گفتم خــــــــــفه شو.... دوره دموکراسی گذشته.... می زنم لهـــــــــت میکنم!!!!!!!!
Rahil
انگیزه ای برای آمدن ندارم !تکراری شده است ،حتی این دفتر تنهایی من...
شبت بخیر عزیزم
13 سال و 2 ماه و 27 روز و 21 ساعت و 22 دقيقه قبلشبت بخیر ابجی
13 سال و 2 ماه و 27 روز و 21 ساعت و 21 دقيقه قبل