از تو نيرو خواستم:تو مشکلات را جلوی پايم گذاشتی تا قويتر شوم ، از تو حکمت خواستم: تو مسائل بسياری به من دادی تا حل کنم و با فضيلت شوم، از تو شهامت خواستم: تو خطر را در مقابلم قرار دادی تا در مقابلش بايستم و از آن بجهم، پروردگار مهربانم ، دوستت دارم
دیروز کودکی در امتداد کوچه های پر از بی کسی این شهر شلوغ دست تمنایی به سویم دراز کرد خالی تر از تمامی آرزوهای کودکانه دنیا عوض شده است کودکان به دنبال نان اند و ما به دنبال عشق …
می خواهم دیوانگی کنم ! می خواهم بدوم، بخندم ... با خودم حرف بزنم حتی اگر هزار چشم از پشت شیشه های کدر و پنجره های دو جداره زل بزنند به من ! می خواهم دیوانگی کنم از تمام خط کشی ها بگذرم و پشت هیچ علامتی نایستم و ایستاده با چشم های باز خواب ببینم یادم باشد این بار اگر سیبی از شاخه افتاد پیش از آن که مقهور نیوتن شود گازش بزنم ! می خواهم عاشقی کنم ...
سلام بر امیرحسین خان،حال شماچطوره؟بخاطر دیرکرد پاسخ به پیغامت،معذرت میخوام!یکمی گرفتاربودم.خیلی ممنون که یادم کردی!خوشحال شدم

.
14 سال و 12 روز و 4 ساعت و 47 دقيقه قبل توسط آندرویدخواهش میکنم
14 سال و 12 روز و 2 ساعت و 15 دقيقه قبل