بعضی وقتها ؛ سکوت میکنی چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرف بزنی ؛ بعضی وقتها هم سکوت می کنی ؛ چون واقعاً حرفی برای گفتن نداری ؛ گاهی موقعها سکوت یه #اعتراضه ! گاهی موقعها هم #انتظاره . . . !
کنــارت هستند... • تا کـــی؟ • تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند.... • از پیشــت میروند یک روز ... کدام روز ؟ • وقتی کســی جایت آمد .... • دوستــت دارند ... تا چه موقع ؟ • تا موقعی که , کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند ....
حکـــــــــــــــــــــایت ِ من… حکایت کسی بود که #عاشق-دریا بود اما قایقـــــــــــــــــــــی نداشت… دلباخته #سفر بود اما #همسفـــــــــــــــــــــر نداشت… حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد… #زخم-داشت اما ننالیـــــــــــــــــــــد… گریه کرد اما اشک نریخـــــــــــــــــت… حکایت من حکایت کسی بود کـــــــــــــــــــــه… #پُر-از-فریاد-بود اما #سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنـــــــــــــــــــــود…
ماسه ها فراموشکارترین رفیقان راهند... پا به پایت میآیند. آنقدر که گاهی سماجتشان درهمراهی حوصله ات راسرمیبرد ،اما کا[!]ت تا اندک بادی بوزد یا خرده موجی برخیزدتا برای همیشه از حافظه ی ضعیفشان ردپایت پاک شود! مااز نسل ماسه نیستیم... از نسل صدفهاییم... صدفهایی که به پاس اقامتی یک روزه تا دنیا دنیاست صدای دریا رابرای هرگوش شنوایی زمزمه میکنند.. این رابه خاطربسپار...