رهای عزیزم...در کمال تأسف باخبر شدیم پدربزرگ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﺗﺎﻥ دار فانی را وداع گفت...از طرف خودم .. @.......و مابقی دوستان این ضایعه بزرگ را تسلیت میگم...آرزو میکنیم که وسعت صبر خانواده گرامی اندازه ی دریای غمشان باشد.
@EhsAn >> @فضول خاندان !!! ذهن ما باغچه است// گل در آن بايد كاشت و نكاري گل من، علف هرز در آن مي رويد// زحمت كاشتن يك گل سرخ ،كمتر از زحمت برداشتن هرزگي آن علف است.
مشـــغول رانندگی تو جاده ام از فاصله دور پلـــیس واسم دست تکون میده و ابراز ارادت میکنه ! خیلی آدمای با محبتی هستــن ! چطوری از این فاصله منو شــــناختن !؟ یکیشون جوگیر میشه تا وسط جـــاده میاد! با حرارت خاصی واسم دست تکــون میده !! چراغ میزنم و با حرکت دست به ابراز علاقه شون جـــواب میدم ! دفترچه و خودکار تو دستشه ؛ میخواد ازم امـــضا بگیره ،اما الان وقت ندارم باشه واسه بعـــد ! اشک تو چشام حلقه میزنه از این همه احساسات پاک و بی آلایش...
زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي@Hamid_Tanha
زندگی دفتری از خاطر هست. يک نفر در شب گم، يک نفر در دل خاک، يک نفر همدم خوشبختي هاست، يک نفر همسفر سختي هاست، چشم تا باز کنيم عمرمان ميگذرد ما همه همسفريم@youseftoka
هعی خدا... منا نشدیم کامران برامون بخونه... (منا ای دختر رویا...فرشته زیبا...باتو میخام باشم تا اخر دنیا... )نسترن نشدیم فرشید برامون بخونه... (بعد از بعد از بعد از نسترن هیچی دیگه نمونده باقی... اون رفته منو کاشته تو این باد اقاقی...) لیلا نشدیم... یاس... ارمیتاووو پارمیدا... اینا هم نشدیم... اینا که هیچ... رقیه . سکینه و اینام نشدیم لااقل حاج محمود کریمی برامون بخونه... همین رها باشیم نکنه یه خوننده لالی پیدا شد چمدونم با ایما اشاره یه چیز بمون گفت...
افسوس که تا دیروز قسمتی از آخرت را می فروختیم تا دنیا رو بدست بیاریم ، وصد افسوس که امروز، از دنیامون هزینه می کنیم تا باقی مانده ی آخرتمون و هم خراب کنیم
من در طول این زندگی فهمیدم ... هر چه قدر قلبت مهربانتر ...روحت لطیف تر ...دلت صافتر ...پاکتر ...معصوم تر ... آرام تر ...مظلوم تر ...باشی ... دنیا له ات می کند ... خردَت می کند ... و در آخر طوری زمین می زندَت که دیگر نتوانی بلند شوی ..
عارفی را دیدند مشعلی و جام آبی در دست دارد پرسیدند :کجا میروی؟ ... گفت: می روم با آتش، بهشت را بسوزانم و با آب جهنم را خاموش کنم تا مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او بپرستند، نه به خاطر عیاشی در بهشت و ترس از جهنم !
خوب بایدم کامل باشه مدیر گیلانیه
14 سال و 25 روز و 2 ساعت و 27 دقيقه قبلممنون
14 سال و 25 روز و 2 ساعت و 8 دقيقه قبلMahabad
14 سال و 24 روز و 12 ساعت و 3 دقيقه قبل توسط آندرویدآقا توی اصفهان ، ورنامخواست جا انداخته شده ! لطفا اضافه کنید . روستا نیست بلکه شهره .
14 سال و 23 روز و 15 ساعت و 46 دقيقه قبلسلام حسيني هستم وبلاك نويس در فيسبوك
14 سال و 4 روز و 30 دقيقه قبل توسط آندروید