rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
کسانی هستند که ناخودآگاه از خودمان می رنجانیم ؛ مثل ساعتهایی که صبح دلسوزانه زنگ می زنند و در میان خواب و بیداری بر سرشان می کوبیم ، بعد می فهمیم که خیلی دیر شده !!!
rezaey......یا حسین
زندگی رقص واژگان است ؛ یکی به جرم تفاوت ، تنهاست ... یکی به جرم تنهایی ، متفاوت ...
rezaey......یا حسین
حال بدی دارم ..... انگار چراغ جادو در دست هایم باشد .... و بدانم آرزوهایم هرگز بر آورده نمیشود.... و باز هم آرزو کنم .....
rezaey......یا حسین
یک طرفه بودن همه چیز رو نابود میکنه..... از خیابون یک طرفه گرفته تا .... رابطه یک طرفه.....
rezaey......یا حسین
قانون فیزیک ....... بعدها اثبات میکند ....... در روز های بارانی ، جای خالی آدمها بزرگتر میشود....
rezaey......یا حسین
یه شعر از سهیل محمودی هست که با این مصرع شروع میشه...... : دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست ......حالا هم وضعیت دلهای ماها شبیه شیشه های شهره : دوجداره .... ضد صدا ..... بدون انتقال حرارت ....و گاهی مشجر یا یک طرفه !...
rezaey......یا حسین
هـــیـز نیستم امــــا ............ زیــاد زُلــــ مـیـزنـــم ......... بــه آن هــایـی کـــه از دور به تــــ♥ـــو شـبـیـهـَند !!
rezaey......یا حسین
اینجا در دنیای مجازی هستیم اما دلمان مجازی نیست ، میشکند حواست به تایپ کردنت باشد
rezaey......یا حسین
به سرم اگر شلیک کنند … جای خون ؛ فکر “تو” … می پاشد به دیوار !!
rezaey......یا حسین
خدایا!!! این چه رسمی است؟ انصافت کجاست؟! پیراهنش را من خریدم و دیگری از تنش درآورد...