rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
کوله بارم بر دوش سفرى مى باید......سفرى تاته تنهایى محض .......هرکجا لرزیدى،از سفر ترسیدى ...... فقط آهسته بگو: من خدا را دارم!
rezaey......یا حسین
هرکه به من میرسد بوی قفس می دهد...... جز تو که پر میدهی تا بپرانی مرا .......خدایا نگذار دلم زمین گیر شود.
rezaey......یا حسین
پاییز شاید قصه ریزش باشد ...... اما تو ...... رویشی هستی در پاییز من ...