rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
غمگینم... همانند دلقکى که روى صحنه چشمش به عشقش افتاد ...که با معشوقش به او می خندیدند!!!
rezaey......یا حسین
هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای ..........من در میان جمع و دلم جای دیگر است..........
rezaey......یا حسین
مسافر من !.... آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش .....با من سخني بگو مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ... جدايي را لحظه لحظه به من بياموز...
rezaey......یا حسین
همیشه دور نما ها خواستنی ترند ... مثل سراب ... مثل فردا ... مثل تو . . .
rezaey......یا حسین
چه کلمه مظلومی است تقدیر...؛ همه تقصیرهای ما را به گردن می گیرد ...