rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
تقصیرمانیست.بعضی ها خودشان میخواهندکه یادگار بشوندنه ماندگار.......
rezaey......یا حسین
گویند صاحبدلى، براى اقامه نماز به مسجدى رفت. نمازگزاران همه او را شناختند؛ پس، از او خواستند كه پس از نماز، بر منبر رود و پند گوید. او پذیرفت. نماز جماعت تمام شد. چشم ها همه به سوى او بود. مرد صاحبدل برخاست و بر پله نخست منبر نشست. بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت: مردم! هر كس از شما كه مى داند امروز تا شب خواهد زیست ونخواهد مرد، برخیزد! كسى برنخاست. سپس گفت: حالا هر كس از شما كه خود را آماده مرگ كرده است، برخیزد! باز كسى برنخاست.« گفت: شگفتا از شما كه به ماندن اطمینان ندارید؛ اما براى رفتن نیز آماده نیستید... »
rezaey......یا حسین
همــه ی مـــا فقــط حســـرت بــی پــایــان یــــک اتفــــاق ســـاده ایـــم کــــه جهــــان را بـــی جهــــــت ، یــــک جــــور عجیبــــی جــــدی گرفتـــــه ایــــم … !
rezaey......یا حسین
گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب میکند
rezaey......یا حسین
آرامـــش یعنــــی : هـر وقت قهـــر کــــردی مطمئــــن بـــاشـی کـــه تـــا آشتـــی کنـــی هیـــچ کسی جـــات رو نمی گیــــــره
rezaey......یا حسین
دست من گیر که این دست همان است که من ، بارها در غم هجران تو بر سر زده ام . . .
rezaey......یا حسین
زیباست که فکر کنی پرنده برای تو آواز میخواند ، ابر برای تو میبارد، درخت برای تو سایه میافریند، ولی تو فارق از این همه ایثار به دنبال کسی باشی که به خاطرت حتی حاضر نیست لبخندی بزند.
rezaey......یا حسین
قدر آدمهایی که دوستتان دارند را ؛ بیشتر از چیزهایی که دوستشان دارید بدانید ...
rezaey......یا حسین
عمق نگرانی های ما؛ فاصله ی ما را از خدا نشان می دهد ...