رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
داستان ملا در جنگ روزی ملا به جنگ رفته بود و با خود سپر بزرگی برده بود. ولی ناگهان یکی از دشمنان سنگی بر سر او زد و سرش را شکست. ملا سپر بزرگش را نشان داد و گفت: ای نادان سپر به این بزرگی را نمی بینی و سنگ بر سر من می زنی؟
رضارنج بران
داستان قبر دراز روزی ملا از گورستان عبور می کرد قبر درازی را دید از شخصی پرسید اینجا چه کسی دفن است! شخص پاسخ داد : این قبر علمدار امیر لشکر است! ملا با تعجب گفت: مگر او را با علمش دفن کرده اند؟!
رضارنج بران
می گويند شخصی سر کلاس رياضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بيدار شد وباعجله دو مسأله راکه روی تخته سياه نوشته بود يادداشت کرد و بخيال اينکه استاد آنها را بعنوان تکليف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد. هيچيک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت . سرانجام يکی را حل کرد وبه کلاس آورد. استاد بکلی مبهوت شد ، زيرا آنها را بعنوان دونمونه از مسائل غير قابل حل رياضی داده بود. اگر اين دانشجو اين موضوع را می دانست احتمالاً آنرا حل نمی کرد، ولی چون به خود تلقين نکرده بود که مسأله غير قابل حل است ، بلکه برعکس فکر می کرد بايد حتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله يافت. برای آنکس که ایمان دارد ناممکن وجود ندارد
رضارنج بران
بهترین درس ها را در زمان سختی آموختم؛ و دانستم صبور بودن یک ایمان است؛ و خویشتن داری یک عبادت؛ فهمیدم ناکامی به معنای تأخیر است، نه شکست؛ و خندیدن یک نیایش است ...
رضارنج بران
خدایا اگر تو درد عاشقی را می کشیدی توهم زهر جدائی را به تلخی میچشیدی اگر چون من به مرگ آرزوها میرسیدی پشیمان میشدی از اینکه عشق را آفریدی
رضارنج بران
در ساحل قلبها این جای پای مهربانان است که می ماند وگرنه موج روزگار هر ردپائی را پاک می کند.
رضارنج بران
ستارگان دو کوههhttp://donbaler.com/i/tmp/1343451958393410_orig.jpg()
رضارنج بران
سه شاخه گل برات ميفرستم يکي از طرف خداوند که نگهدارت باشه دومي از طرف دلمه که دوستت داره و سومي از طرف چشامه که دلتنگ ديدارت شده