رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
گرمترین بوسه ها را نصیب کسی کن که در سردترین لحظه ها به یاد توست ...
رضارنج بران
امروز که دیگر تنهام و در اغوش تو
دیگر اذیتم نکن
باز امتحانم نکن
خسته ام
بزار در آغوشت کمی آرام بگیرم
رضارنج بران
میوه عقل و خرد مدارا کردن با مردم است. حضرت علی علیه السلام
رضارنج بران
با فضیلت ترین عبادت، انتظار فرج است. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
رضارنج بران
گم شده ام جایی میان فراموشی های تو ! ، گاهی تنها ، گاهی بیا و پیدایم کن ...
رضارنج بران
در تاریخ عشق هیچکس تاب بوسه معشوق را نداشته است ، جز عاشقی که خود همیشه بوسه بر قلب معشوق دارد (
رضارنج بران
کدامین شاخه گل را تقدیمت کنم که خود سرچشمه تمام گلهایی
رضارنج بران
خدا مرا بفراق تو مبتلا نکند نصیب دشمن ما را نصیب ما نکند من و زکوی تو رفتن زهی خیال محال که دام زلف تو هرگز مرا رهانکند (ادیب نیشابوری)
رضارنج بران
حکمت خدا خدایا حکمت قدم هایی را که برایم بر میداری بر من آشکار کن تا درهایی را که به سویم میگشایی ندانسته نبندم و درهایی را که به رویم میبندی با اصرار نگشایم.
رضارنج بران
شب است و در به در کوچه های پر دردم. فقیر و خسته به دنبال گم شده ام می گردم اسیر ظلمتم ای ماه پس کجا ماندی؟ من به اعتبار تو فانوس نیاوردم...
رضارنج بران
خدایا کاش کور کور بودم ز عشق و عاشقی ها دور بودم من از این زندگی سودی نبردم چه میشد خفته ای در گور بودم
رضارنج بران
بارون باران و پنجره منتظر آمدنت بودند چون نیامدی باران به انتظارت بارید... باران همه دغدغه اش باغچه نیست گاهی از غصه تنها شدنش می بارد. باران می بارد به دعای کداممان نمی دانم. من همین قدر میدانم باران صدای پاک اجابت است و خدا با همه جبروتش دارد ناز می خرد. دعا کن... ناز کن... صدایش کن... خدا آن بالاست...
رضارنج بران
خدایا به او بگو باز هم مثل همیشه منتظرت هستم پس تو کی خواهی آمد...
رضارنج بران
خاموشی خاموش تر از بلندای یک شب سرد و تاریکم و در خاموشی خود غرق شده ام گویی هیچ کسی در کنارم نیست و من میان این همه آدم تک و تنها مانده ام امروز کسی را نمیابم تا از غم ها و غصه هایم برایش بگویم خدایا... من همیشه در سکوت تلخ خویش تو را می خوانم و فریاد میزنم ای خدای مهربان مگذار در این برهوت بی کسی وجودم رابه سردی خا کها و نگاه ها بسپارم مرا یاری کن ای فریاد رس