دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رضارنج بران

09351910637 www.sunbandar.ir درباره »
رضارنج بران
مرد - مجرد
امتیاز: 12007

دنبال‌شدگان

(1014 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(548 کاربر)

گروه‌ها

(120 گروه)

بازدید

رضارنج بران
رضارنج بران

نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..

رضارنج بران
رضارنج بران

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ستايش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گریستم ، گفتند بهانه است خندیدم ، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم

رضارنج بران
رضارنج بران

زمزمه های انتظار غروب جمعه رسیده است و باز تنهایی غروب و این همه غربت...چرا نمی آیی؟ زمین به دور سرم چرخ می زند پس کی تمام می شود این روزهای یلدایی...؟!

رضارنج بران
رضارنج بران

هرقدر رفاقت بکنم می ارزی / اظهار صداقت بکنم می ارزی آنقدر عزیزی تو برایم ای دوست / صدبار که یادت بکنم می ارزی

رضارنج بران
رضارنج بران

بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می کوبد رونده باش ، امید هیچ معجزه ای از یک مرده نیست ، پس زنده باش . . .

رضارنج بران
رضارنج بران

رزهای تازه روی مزار قدیمی باران پاییزی ...

رضارنج بران
رضارنج بران

تنهایی من امروز را می گذرانم برای رسیدن به فردا وفردا راخواهم ساخت نه مثل امروز اگر تو درکنارم باشی آنگاه از غار تاریک تنهایی بیرون می خزیم رنج و سیاهی را از یاد می بریم ودر روشنی روزهایمان به ستاره های آسمان عشق می ورزیم

رضارنج بران
رضارنج بران

دهه فجر مبارک

رضارنج بران
رضارنج بران

در تنهایی خود لحظه ها را برایت گریه کردم در بی کسیم برای تو که همه کسم بودی گریه کردم در حال خندیدن بودم که به یاد خنده های سرد وتلخت گریه کردم در حین دویدن در کوچه های زندگی بودم که نا گاه به یاد لحظه هایی که بودی واکنون نیستی ایستادم وآرام گریه کردم ولی اکنون می خندم آری می خندم به تمام لحظه های بچگانه ای که به خاطرت اشک هایم را قربانی کردم واقعاحيف كه............

رضارنج بران
رضارنج بران

بسترم صدف خالي يك تنهايي است. و تو چون مرواريد گردن آويز كسان دگري...

رضارنج بران
رضارنج بران

سلام دوستان عزیز ظهرجمعه تان خوش

رضارنج بران
رضارنج بران

وقتی یکی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود وقتی یکی را دوست دارید، در کنار او که هستید، احساس امنیت می کنید وقتی یکی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید وقتی یکی را دوست دارید، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید وقتی یکی را دوست دارید، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است وقتی یکی را دوست دارید، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست وقتی یکی را دوست دارید، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوار است وقتی یکی را دوست دارید، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید وقتی یکی را دوست دارید، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هر کاری بزنید وقتی یکی را دوست دارید، هر چیزی را که متعلق به اوست، دوست دارید وقتی یکی را دوست دارید، در مواقعی که به بن بست می رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید وقتی یکی را دوست دارید، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید وقتی یکی را دوست دارید، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید وقتی یکی را دوست دارید، به علایق او بی

رضارنج بران
رضارنج بران

تو عشق را نیاز معنا کردی، من عشق را تو، و این نا عادلانه ترین حکم عالم بود، در آخرین روزهای رستگاری

رضارنج بران
رضارنج بران

نجشک وخدا ........... گنجشک کنج آشیانه اش نشسته بود!! خدا گفت : چیزی بگو...!! گنجشک گفت : خسته ام ...... خدا گفت : از چه.....؟؟!! گنجشک گفت : از تنهایی ، بی کسی ، بی همدمی ، کسی تا به خاطرش بپری ، بخوانی ، او را داشته باشی.........!! خدا گفت : مگر مرا نداری.....؟؟!! گنجشک گفت : گاهی چنان دور می شوی که بال های کوچکم به تو نمی رسند.....!! خدا گفت : آیا هرگز به ملکوتم آمده ای ....؟؟!! گنجشک ساکت شد.......!! خدا گفت : آیا همیشه در قلبت نبودم ؟؟!! چنان از غیر پرش کردی که دیگر جایی برایم نمانده..... چنان که دیگر توان پذیرشم را نداری.......... گنجشک سر به زیر انداخت ، چشم های کوچکش از دانه های اشک پر شد....... خدا گفت : اما همیشه در ملکوتم جایی برای تو هست........ بیا.................. گنجشک سر بلند کرد ، دشت های آن سو تا بی نهایت سبز بود..... گنجشک به سمت بی نهایت پر گشود....... به سمت ملکوت.........

رضارنج بران
رضارنج بران

"راه فردا که در پیش داریم راه نرفته ی ماست آن را درست بپیماییم "

رضارنج بران
رضارنج بران

به دردهم اگرخورديم قشنگ است ،به شانه بارهم برديم قشنگ است ،دراين دنياکه پايانش مرگ است ، براي هم اگرمرديم قشنگ است