رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
در سال ۱۶۳۵ میلادی یکی از کارمندان پست فرانسه به نام (مسیو ولایه) پاکتی با علامت ویژه ابداع کرد و به جریان انداخت. پس از وی یک نفر سویسی به نام (جیمس چالمره) تمبرهایی در چاپخانه خود چاپ کرد و آنها را در سال ۱۸۳۴ به دولت بریتانیا عرضه نموددر سال ۱۸۷۳ میلادی، رونالد هیل، کارمند ارشد اداره پست بریتانیا اهمیت کار را در مجلس عوام به تایید رسانددولت بریتانیا در ماه مه سال ۱۸۴۰ نخستین تمبر دنیا را به ارزش یک و نیم پنی با تصویر ملکه انگلیس (معروف به پنی سیاه) چاپ و منتشر کرد، به این ترتیب رونالد هیل پدر و ابداع کننده تمبرپستی در جهان است
رضارنج بران
اگر نمی توانی اقیانوس باشی، دریا باش، اگر نه رودخانه باش واگر نمی نتوانی رودخانه باشی
نهریكوچك باش،
رضارنج بران
کنار آشیانه تو آشیانه میکنم
فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
کسی سوال می کند به خاطر چه زنده ای ؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم.....
رضارنج بران
روزهاییکه از تو دورم را هیچ وقت نمیشمارم تا بگویم: انگار همین دیروز بود ....
رضارنج بران
چه سخت است
تشييع عشق روي شانه هاي فراموشي، وقتي ميداني پنج شنبه اي
نيست تا رهگذري بر بي کسيت فاتحه بخواند
رضارنج بران
خدايا .... تويي كه ميگي از رگ گردن به من نزديك تري و اين حرفا تويي كه ميگي اگه يه قدم بيايي طرفم من دوتا گام ميام طرفت من كه با كله اومدم اما دريغ از يه نيم نگاه تو بهت گفتم دلم شكسته كمكم كن ولي تو .... به اون بد بختايي كه توي اين 23 زخم زدن اضافه ميشه حد اقل اين طوري خودمو خالي مي كنم از تو كه چيزي نديدم ولي سر اون قضيه شكرتت راستي خدا مي دونستي دنيات ته نامرديه؟؟؟ منم مي خوام مثل دنيات بشم يعني شدم .... اون آدم سر به راه سر به دين سر به زير ساكت ......مرد.
رضارنج بران
با تو تمام روزهایم بهار است بی تو همیشه روزگار خزان است گویند بهار آمده پس تو کجایی، عزیز؟ برگ سبز بی تو یک فریب پنهان است غنچه شکوفا شده بلکه آرامم کند ورنه بی تو گل چگونه خندان است؟ بهار آمد و نیامدی و آسمان با من گریست تا نیایی ابر هم مثل من اشکش روان است رود جاری شد و سوی دریای وصل رفت رود هم مثل من پی یک عشق بی کران است وسعت دل تنگی ام در این چند واژه نمی گنجد بیا تا نیایی تنم حبس این زندان است
رضارنج بران
هیچ و باد است جهان گفتی و باور کردی کاش یک روز به اندازه هیچ غم بیهوده نمی خوردی کاش یک لحظه به سرمستی باد شاد و آزاد به سر می بردی "فریدون مشیری"
رضارنج بران
اين چهار چيز را در زندگيت نشکن: اعتماد، قول، رابطه و قلب زيرا وقتى اينها مىشکنند صدا ندارند ولى درد بسيارى دارند!
رضارنج بران
*این قافله عمر عجب می گذرد دریاب دمی که با طرب می گذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب می گذرد "خیام"
رضارنج بران
به خواهرم ميگم دعا کن برام ، دعاي بچه ها زود اجابت ميشه … ميگه :دِ نَه دِ اگه دعاي بچه ها اثر داشت وقتي که من شيش سالم بود و تو اون عروسکمو شيکوندي ، بايد ميمردي !
رضارنج بران
هموطن گرامي يارانه شما به زودي قطع خواهد شد، شما در قصابي ديده شديد. (گشت نامحسوس ستاد هدفمندي يارانه ها)
رضارنج بران
مردي تو يک فروشگاه بزرگ به يه دختر زيبا ميرسه و ميگه: خانم, من زنمو اينجا گم کردم ناراحت نمي شيد اگه کمي با شما صحبت کنم؟ دختر:چرا!؟؟ !! مرد:چون هر بار که با يه زن خوشگل صحبت مي کنم زنم يهو پيداش مي شه!!
رضارنج بران
می خواهم برگردم به روزهای کودکی ... آن زمان ها که پدر تنها قهرمان بود ... عشــق ، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد ... بالاترین نــقطه ى زمین ، شــانه های پـدر بــود ... بدتـرین دشمنانم ، خواهر و برادر خودم بودند ... تنــها دردم ، زانو های زخمـی ام بودند ... تنـها چیزی که میشکست ، اسباب بـازی هایم بـود ... و معنای خداحافـظ ، تا فردا بود !!