موقعی که می خواستمت می ترسیدم نگات کنم،موقعی که نگات کردم ترسیدم باهات حرف بزنم. موقعی که باهات حرف زدم ترسیدم نازت کنم،موقعی که نازت کردم ترسیدم عاشقت بشم حالا که عاشقت شدم میترسم از دستت بدم
دیشب یه پشه داشت خونم می خورد خواستم بکشمش رفت گوشه اتاق با مگسکش رفتم سراغش خواشتم بکشمش دیدم خون خودم تو رگاش جریان داره خلاصه تا صب با پسرم نشستم گپ زدم
@سمیهـ ♥ملوس خاندان♥ سلام عزیزم لطفا پستای کپی پیستو از گروه خاندان ارسال نکن اگه دوست داشتی میتونی از گروه باران احساس ارسال کنی ولی گروه خاندان لطفا نفرست با تشکر