ツRozitaツ
من امیدم به خداست ! و به آن قطره اشکی ... که غروب ها تن بی حس مرا می لرزاند !!!
ツRozitaツ
خسته تر از آنَم که بگويم ... مي خواهم ساکت گوشه اي بنشينم ... چشمانم را ببندم ... گوشهايم را بگيريم ... تنها و آرام ... فقط خودم باشم ... و صداي آرام نفس هايم
ツRozitaツ
فاصله یا تو ؟ چه فرقی میکنه ! هر دو مرا یاد یک چیز می اندازد تنهایی...
ツRozitaツ
میان ما عشق نبود و من با تو آغاز نکردم که روزی به پایان برسانم.
ツRozitaツ
یادت تو حس قشنگیست که در دل دارم
ツRozitaツ
سکوت متن ساده ایست که همیشه (اشتباه) ترجمه میشود
ツRozitaツ
تنها نشستهای چای مینوشی و بغض می کنی ! سیگار پشت سیگار . . . هیچ کس تو را به یاد نمیآورد ! این همه آدم ، روی کهکشان به این بزرگی ؛ و تو حتی آرزوی یکی نبودی !
ツRozitaツ
در حوالی این دنیا نه صادق، به زندگی هدایت شد نه فروغ، از نا به امید رسید و نه سهراب قایقی ساخت تا به شهر رویاهایش رسد قلم و کاغذ کارشان بازیست با ذهن تا روزمان را به شب و ماهش دلخوش کنند
ツRozitaツ
پسرها به ۵ گروه تقسیم میشن گروه اول پسرایی هستند که دخترا رو بدبخت میکنن! گروه دوم پسرایی هستند که اشک دخترا رو در میارن! گروه سوم پسرایی هستند که جوون دخترا رو به لبشون میرسونن! گروه چهارم پسرایی هستند که کاری میکنن دخترا روزی ۱۸ بارآرزوی مرگ کنن! گروه ۵ پسرایی هستند که به اشتباه فکر میکنن جزو هیچکدوم از گروههای بالا نیستن
ツRozitaツ
میـ خوام حساب تمـــ ام بغض هـای فـــرو خورده ام رو،روشن کنم...
ツRozitaツ
چرا اواترت مشکیه بیتا چی شده@avazbaran
ツRozitaツ
مینویسم از یک عمر پر از عشق، عشقی که با تو پایانی ندارد دلم برای دفترم تنگ شده ، دفتری که پر از خاطرات با تو بودن است من هنوز هستم و خواهم ماند ،من هنوز به پای تو نشسته ام و هنوز هم قلبی بااحساس در سینه دارم چه باشم چه نباشم عاشقت می مانم ، مهم این است که هستم و در غربت فاصله ها نشسته ام