Yasmin levy خواننده اسراییلی که منیکبار آهنگش رو اینجا گذاشتم و هزاان فحش و ناسزا بهم دادن...حالا این خواننده اهنگ سوغاتیهایده رو خونده ودرمصاحبش میگه : #دیدگاه.
مردمی که تو جشن پوریه اشون (فکر کنم اواسط فروردین یا اردیبهشت باشه ) انقدر شراب باید بخورن تا بتونن دوست از دشمن تشخیص ندن بعد بیان به ایران به مردم ایران به همه اعتقادات مخصوصا ایران باستان توهین کنند (اگه یکی یهودی در جشن پوریه در سرزمین های اشغالی به ایرانی و ایران توهین نکنه دینش کامل نمیشه مخصوصا از قوم ميزراخي و سفاردي باشند )چه انتظاری داری ؟
هیچ چیز کاملی غیر از خدا نمی تونی پیدا کنی همه چیز عیب داره ..بله درست میگی الان تو ایران ما هم هستند (واعظانی که در محراب منبر میروند تا به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند) .. حقم داری ..ولی من هم به کلیات اشاره کردم .. اگه یه فرد عادی بود راحت قبول میکردم ... ولی ...
رز جان .. من حاضرم متعصب باشم ولی چشم و گوشم باز باشه .. من نه قصدم توهین به شماست نه چیز دیگه ای ... ((منم ایرانی ام اما ایا تروریستم؟)) شما با گفتن این جمله یه جورایی کشورتونو نشونه رفتید ..
10 دقیقه پیش در یک حرکتِ هوشمندانه یک تماس با بنده گرفته شد و گفتن داری کنترل میشی دایی محسن رو دَس خوردی @محسن ملک خخخخ رظی بزن قدش خره @رُز.سَـــبــزِ گروه ♀ SG ♀
این نوشته برای تمامی #دختر هاست...تقدیم به تمام #دخترای دنبالریون...مرا#دختر مینامند مضمونی که جذابیتش نفسگیراست...دنیای #دخترانه من نه با شمع وعروسک بیدا میکند نه با اشک و افسون!اما تمام این ها را در بر میگیرد...من نه ضعیفم و نه ناتوان چرا که خداوند مرا بدون خشونت و زور و بازو می بسندد.اشک ریختن قدرت من نیست قدرت روح من است...اشک نمیریزم تا توجهی را به خواسته هایم جلب کنم،با اشکم روحم را میشویم!خانه بی من سرد و ساکت است چرا که شور هیجان زندگی با صدای بلند حرف زدن و موسقی گوش دادن نیست...زندگی ترنم لالایی ارامش بخشی را می طلبد که خدا در صدای من نهفته است.من تنها با ازدواج کردن و مادر شدن نیست که معنا میگیرم...من به تنهایی معنا دارم،معنای عمیقی در واژه ی#دختر بودن است.اگر فرهنگ غلط و کوتاه نظری مرا ضعیفه بخواند باز هم قوی تر از قبل بشت همین واژه سر بلند میکنم و لبخند میزنم...چرا که خداوند مرا #دختر افریده است و همین برای من کا[!]ت...!
یه روز در یه هوایِ کاملا آفتابی ورزش داشتیم .. دبیرمون به دفتر سپرده بود که دیرمیام .. به ما گفتن برین بیرون تا بیاد ... ما هم اصولا وقتی دوره همیم نمیتونیم آروم بشینیم ... یه سطلِ خالی همونجایی بود که نشستیم .. آروم از جمع خارج شدم و برداشتم سطلُ پراز آب کردم و آوردم همشُ ریختم رو سرِ صدف ... اون اینجوری شده بود در لحظه ی اول بعد کِ دید من بودم دنبالم کرد و هی جیغ و داد میکرد .. آخرش که منُ گرفت برد تو دسشویی شیلنگِ دسشویی رو گرفت تو سرم هردو عینِ موشِ آب کشیده بودیم ... بعد که دبیر اومد گفت ای چه وضشه و چرا اینجوری کردین ... صدف گفت خانوم بارون اومده بود آخه و کاملا جدی بود تو این حرفش ینـــی اوم موقه همـــه پخخخخخخششششششش بودن تا آخر زنگ با کاردک و بیل همه رو جَم کردیم
یه دفه هم مدرسه بودیم .. من زیادی برا رفتن عجله داشتم خاسم سرویسم معطل نشه چون گفته بود زودتر میام .. این معاونِ اسکول اونروز از همیشه دیرتر زنگ رو زد ... جلو درِ مدرسه هم 2 تا پله هست ... بگو خب مـــَن با عجله دوییدم که برم خاسم از 2 پله زود برم پایین که پام پیچ خورد ولی نیوفتادم به جاش همینجوری دولا دولا داشتم میرفتم یهو خوردم به یه چیزی فک کن چی بود داداشِ دوستمم بود که پشتِش طرف من بود منتظر خواهرش آقا منُ میگی یه سلام دادم و آبـــــــــــ از خجالتُ فرار بعدش دیگه هروقت منُ می بینه می پوکه اَ خنده
آفرینمن ی بار عجله کردم از تو حیاط برم سر کلاسم صاف رفتم تو شیکم مدیرمونحالا نمیدونستم کیه هی داشتم چرتو پرت میگفتموقتی سرمو گرفتم بالا دیدم مدیرمونه هم سکته کردم هم نمیدونستم با چ سرعتی در برم
سوژه ها با مدیر مدرسه که زیادِ اینم یه چشمش لباس کار تنم بود این بچه هایِ کثافط پشتش نوشته بودن مدیر خر است منم از همه جا بیخبر ... بعد داشتم میرفتم تو سالن از جلو دفتر گذشتم دیدم مدیر صدام میکنه گفت غریبی خجالت نمیکشی ... . من فک میکردم تو دختر مودب و عاقلی هستی اشتباه میکردم ... گفتم یا ابرفرض این چشه دیگه .. پرسیدم چی شده گفت روپوشتُ ببین بعد میفهمی چی شده .. وقتی 2 نمره از انظباطت کم کردم میفهمی .. من ینی هنگ بودم بعد قسم و آیه که بابا من از این بی خبر بودم ... گیر داده بود که تا پیدا نکنی کی بوده ول کنت نیستم ... یا از نمرت کم میکنم ... منم رفتم گفتم کی اینکارُ کرده ... صدفیِ احمق (بهترین دوستم تو مدرسه) گفت من بودم بعد منم بیخیال شدم هر روز که مدیر میگفت چی شد میگفتم نمیگن کی بوده ... آخر ترم انظباطم 18 بود
@فوژان فوژی خیلی منتظر فردام بینم 10 روزه ک @ســآرا هی میگه 10 روز مونده9روز مونده....2 روز مونده هیچی بهش میرسه؟ یا این 10 روز گرسنگی ک کشیده و هیچی نخورده بی ثمر میمونه
یلدا ای خر قبرسی جان من پاشو برو حرفاتو با رز توله سگ برزیلی توی خصوصی بزن نصف عمرم تلف شد از بس برا دیدگاه جدید صفحه باز کردم @صــادق هستم SG / @رُز.سَـــبــزِ گروه ♀ SG ♀
مردمی که تو جشن پوریه اشون (فکر کنم اواسط فروردین یا اردیبهشت باشه ) انقدر شراب باید بخورن تا بتونن دوست از دشمن تشخیص ندن بعد بیان به ایران به مردم ایران به همه اعتقادات مخصوصا ایران باستان توهین کنند (اگه یکی یهودی در جشن پوریه در سرزمین های اشغالی به ایرانی و ایران توهین نکنه دینش کامل نمیشه مخصوصا از قوم ميزراخي و سفاردي باشند )چه انتظاری داری ؟
12 سال و 10 ماه و 26 روز و 7 ساعت و 26 دقيقه قبلهیچ چیز کاملی غیر از خدا نمی تونی پیدا کنی همه چیز عیب داره ..بله درست میگی الان تو ایران ما هم هستند (واعظانی که در محراب منبر میروند تا به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند) .. حقم داری ..ولی من هم به کلیات اشاره کردم .. اگه یه فرد عادی بود راحت قبول میکردم ... ولی ...
رز جان .. من حاضرم متعصب باشم ولی چشم و گوشم باز باشه .. من نه قصدم توهین به شماست نه چیز دیگه ای ...
12 سال و 10 ماه و 26 روز و 7 ساعت و 23 دقيقه قبل((منم ایرانی ام اما ایا تروریستم؟)) شما با گفتن این جمله یه جورایی کشورتونو نشونه رفتید ..
موفق باشید ...

12 سال و 10 ماه و 26 روز و 7 ساعت و 23 دقيقه قبل
سکوت بکنم بهتره...
12 سال و 10 ماه و 26 روز و 7 ساعت و 6 دقيقه قبلمنظور من یچی دگ بود...منظورم طرز فکر غلط اونا بود موفق باشی شمام
12 سال و 10 ماه و 26 روز و 6 ساعت و 49 دقيقه قبل