@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ همیشه به انتهای گریه که میرسم صدای ساده ی فروغ از نهایت شب را می شنوم صدای غروب غزال ها را صدای بوق بوق نبودن تو را در تلفن... آرام تو که شدم شعری از دفاتر دریا میخوانم و به انعکاس صدایم در آیینه ی اتاق خیره میشوم در برودت این همه حیرت بیا تا شهر را چراغانی کنم برایت کجا مانده ای آخر؟
روحـــــــــــــــش شاد
14 سال و 7 ماه و 22 روز و 10 ساعت و 14 دقيقه قبلrohash shad
14 سال و 7 ماه و 22 روز و 10 ساعت و 13 دقيقه قبل توسط موبایلمرسی بچه ها
14 سال و 7 ماه و 22 روز و 10 ساعت و 11 دقيقه قبلخدا نصیب کسی نکنه داغ جوون
خیلی سخـــــــــــــــــــــــــــته درک میکنم! خدا صبـــــــــــــــــــر بده به خانوادش
14 سال و 7 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 55 دقيقه قبلروحش شاد...
14 سال و 7 ماه و 18 روز و 5 ساعت و 47 دقيقه قبل