♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
پر می کشی و وای به حال پرنده ای .. کز پشت میله ی قفسی عاشقت شدست !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
غربت آن است که مثل من و دل .... در میان همه کس یکه و تنها باشی !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دست ها گاهی طوری رفتار میکنند ، که انگار عضو ِ جدایی از بدن آدم هستند ! دست ها عاشق میشوند ! دیوانه میشوند ! دلتنگ میشوند ! دست ها حتی گاهی... از غصّه می میرند ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
جایی باید باشد ، غیر از این کنج ِ تنهایی ! تا آدم گاهی آنجا <جان> بدهد ! مثلا" آغوش ِ تــــو ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
زن ....... دلش ميخواهد بدون آستين بپوشد دلش ميخواهد موهايش را باز بگذارد دلش ميخواهد پاشنه بلند به پا کند ذات زن اين است که به خود برسد و مانند طاووس که تا متوجه نگاه ديگران ميشود ، ... ... ... پرهايش را باز ميکند ، خودنمايي کند ... معني کارش اين نيست که فکرش يا خودش منحرف است تو ... تو ... تويي که بايد چشمهات رو بشويي و با ديد ديگري به زن نگاه کني اي لعنت به کساني که زيبايي زن را انحراف ميدانند.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دیـگر ، بـانـویِ هـیچ قـصـه ای نـخواهـم شد !... کـه ایـن ّبـانـو........ خـود قصـه هـا دارد
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
نفرین به تو که بمن گفتی: تو سخترین لحظه ها کنارتم... و دریغ از اینکه سخت ترین لحظه هارو ،خودت برام رقم زدی.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
خلوتی کجاست ؟ تا کنار ِ گوش تـــــو ، شعر و بوسهام یکی شود ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
جهنـــــمی بپــــا میـــکند دلــــــم ... وقـــــتی شـــــــعری بیــــــاید ... و تــــو میــــــان آن نبــــاشــــی.....!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
گونه هایم آرشیو نامه هائی ستــــــــــ که هر شبــــــــ دلم با اشکــــــــ برایتـــــــ می نویســـــــد . . . !