دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°`

می نــویســم روزگــارم بـد نــیــستــ امـــا تـــــو بـــخـــوان روزگــــارم ایـــن نــیســتــ درباره »
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°`
زن - مجرد
امتیاز: 6630

دنبال‌شدگان

(681 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(591 کاربر)

گروه‌ها

(72 گروه)

بازدید

¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°`
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...

نشسته ام.... کجا؟ کنار همان چاهی که تو برایم کندی... عمق نامردی ات را اندازه میگیرم

¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°`
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...

بهترین لذت دنیا وقتی است که وقت رفتن ، نرود

¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°`
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...

سینمای ذهنم هر شب همان فیلم همیشگی را پخش میکند … خاطرات بودنت را …

M@HDI
M@HDI

كجا رفتين؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°`
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...

@✘ABღLFAZL✘ برای معنی دلتنگی احتیاج به این همه کلمه نیست ؛ دلتنگی یعنی تو نیستی

این ارسال را بازنشر کرده است.
مجیــد
مجیــد

@¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°` به سلامتی تو که از اول صب تا حالا داری پست به سلامتی میذاری

این ارسال را بازنشر کرده است.
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°`
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...

به سلامتی حلزون که کرمش حاوی الاتوئینه که باعث شادابی و زیبائیه پوست شما میشه

¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°`
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...

@✘ABღLFAZL✘ به سلامتی دل که وقتی می شکنه صداش در نمیاد !

این ارسال را بازنشر کرده است.
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°`
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...

به سلامتی تمام لحظات شیرین زندگیمون که تا اومدیم لذتشو ببریم یا زود تموم شد یا سریع واسمون تلخش کردن !

¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°`
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...

سلامتی مادرم که وقتی رسیدم خونه با اینکه همش خندیدم و خیلی عادی برخورد کردم و همه تلاشمو کردم که متوجه چیزی نشه بعد از چند از دقیقه گفت : از چیزی ناراحتی ؟

¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°`
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...

به سلامتیه لبخندی که کمکت میکنه تا برا همه توضیح ندی حالت داغونه ! .

بهنام
بهنام

ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﺍﺳﯿﺮ ﭘﺪﺭﯼ ﻋﯿﺎﺵ، ﮐﻪ ﺩﺭﺁﻣﺪﺵ ﻓﺮﻭﺵ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻮﺩ! ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﻭﺯﯼ ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ ﺍﺯ ﻣﻨﺰﻝ ﭘﺪﺭﯼ ﻧﺰﺩ ﺣﺎﮐﻢ ﭘﻨﺎﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻗﺼﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩ . ﺣﺎﮐﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺯﺍﻫﺪ ﺷﻬﺮ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺳﭙﺮﺩ ﮐﻪﺩﺭ ﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﺟﻨﺎﺏ ﺯﺍﻫﺪ ﻫﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺐ ﺍﻭﻝ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ......... . ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ ﮔﺮﯾﺨﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﻣﺴﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﮐﻠﺒﻪ ﺧﻮﺩ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﺿﻊ، ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﻣﺎ، ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ !!!؟ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺑﯿﺸﻪ ﻭ ﺟﺎﻧﺶ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺁﺭﯼ ﭘﺪﺭﻡ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺯﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﺧﯿﺮ ﺣﺎﮐﻢ ﭼﻨﺎﻥ، ﺑﯿﭙﻨﺎﻩ ﻣﺎﻧﺪﻡ. ﭘﺴﺮﻫﺎ ﺑﺎ ﮐﻤﯽ ﻓﮑﺮ ﻭ ﻣﮑﺲ ﻭ ﺩﯾﺪﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﻣﺎ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﻣﯿﺂﯾﯿﻢ. ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺮﺳﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﻣﺴﺖ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﮐﻠﺒﻪ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩ . ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﺩﯾﺪ ﺑﺮ ﺯﯾﺮ ﻭ ﺑﺮﺵ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﻮﺳﺘﯿﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺳﺮﻣﺎ ﻫﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﻠﺒﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﻣﺮﺩﻧﺪ! ﺑﺎﺯ ﮔﺸﺖ ﻭ ﺑﺮ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺷﻬﺮ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ ﮐﻪ: ﺍﺯ ﻗﻀﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ﺣﺎﮐﻢ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺷﺪﻡ، ﺧﻮﻥ ﺻﺪ ﺷﯿﺦ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺴﺖ ﻓﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ، ﻭﺳﻂ ﮐﻌﺒﻪ ﺩﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﻪ ﺑﻨﺎ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ، ﺗﺎ ﻧﮕﻮﯾﻨﺪ ﻣﺴﺘﺎﻥ ﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﯿﺨﺒﺮﻧﺪ!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°`
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...

و...... به سلامتی که از این رفتن ولی از

¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°`
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...

به سلامتی اونی که دست هر افتاده ای رو گرفت تا بلند شه اما وقتی خودش افتاد زیر پا لهش کردن …