گل ناز دارُم مه شوگارُم ( گل نازنین ام ، ماه شب تارم)بیو بیو که دلُم سیت تنگه (بیا بیا که دلم برایت تنگ شده است)ندونم تا کِی دلت چی سَنگه (نمیدانم تا چه زمانی دلت همچون سنگ است)بهار إوی با گل گندم (بهار با شکوفه کردن گل های گندم آمد)مو تِهنا با درد دل مَندُم (من با درد دل (دوری از تو) تنها مانده ام)ولم کردی با دلِ پُر دردُم (رهایم کرده ای با دلی پر از درد)دلم خینه دی ز حرفا مردم (دلم از حرف های مردم خون شده)گُدی بی که با بهار إیام سی چه پَ نیایی؟ (گفته بودی همزمان با فصل بهار می آیم پس چرا نمی آیی؟ ) حالا دیه باور ایکنم که تو بی بَفایی (حالا دیگر به بی وفایی تو پی برده ام) ز ویرِت رَهدُم مَکُن وام چینو گلِ ناز دارُم (از یادت رفته ام با من چنین نکن ای گل نازنین ام) بیو که بی تو دیه مَه رَهدِه ز ئی شُوگارُم (بیا که بدون تو ، شب هایم بی مهتاب است) #دیدگاه
بله خودم میدونم مال استاد بهمن علاء الدین ولی آخه نوشتن شعرهای بختیاری به شکلی که تلفظ کلمه معلوم باشه کار سختیه ... و اعتراف میکنم بعضی کلماتش برای من نامفهوم بود که تو کمکم کردی .... : )
به همچنین از شما و خونوادتون قبول باشه : )
میدونم چی میگی ؛ خود منم از ساعت 9 تا آخرش پاش بودم . . حیف شد ولی بیخیال خودتو ناراحت نکن ؛ مهمه ولی نه اینقد که بخاطرش خودتو ناراحت کنی باشه ؟