¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
نشسته ام....
کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی...
عمق نامردی ات را اندازه میگیرم
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
توسط موبایل
وقتایی که دلم میگیره دلم میخوادبرم ماشین سواری..اینقدسرعت برم تایجورایی خالیشم.مث الان!
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
بی شعوری یعنی لطف دیگران را وظیفه ی آنان پنداشتن
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
خَسته اونی نیست که خوابیده اونیه که نمیتونه بخوابه...!!!
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
اعتراف میکنم بچه که بودم سریال او یک فرشته بود رو میگذاشت تا یک مدت بعد سریال هر جا تنها میخواستم برم تسبیح مینداختم دور گردنم
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
دهه شصتیه اومده نوشته خاطرات دهه شصت یعنی: لیوان تاشو و کم جا انگشتر آب پاش کانادا دِرای و.. خو لامصب همین الانم خو اینا هستن ۱ توری مینویسی انگار مال زمانه عصر یخبندانه
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
خاطرات شمال محاله یادم بره...
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
یه وقتایى انقدر دلت تنگه که حاضرى بمیرى ولى بتونى حسش کنى
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
گاهی اینقد بدمیشم که دلم برای لبخند خودم تنگ میشه ...