دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مونا
زن - مجرد
امتیاز: 1177.65

دنبال‌شدگان

(94 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(146 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

مونا
مونا
در میکده

حرف های ما هنوز ناتمام ، تا نگاه می کنی وقت رفتن است ، بازهم همان حکایت همیشگی ، پیش از آنکه باخبر شوی لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود ، آی ، ای دریغ و حسرت همیشگی ، ناگهان چقدر زود دیر می شود .

مونا
مونا
در میکده

کاش میشد بر جدایی خشم کرد / شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد / کاش میشد خانه ای از مهر ساخت / مهربانی را در آن سرمشق کرد

مونا
مونا
در میکده

به زندانی گفتن از تو تنهاتر کیست ؟ گفت کسی که دلش زندانی دیگریست.....

مونا
مونا
در میکده

زندگی یعنی گذر زمان و زندگی کردن یعنی به یاد آوردن خاطره های زیبا ، چه زیباست در مسیر زندگی ، زندگی کردن

مونا
مونا
در میکده

کودک زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن. و یک چکاوک در مرغزار نغمه سر داد. کودک نشنید.او فریاد کشید: خدایا! با من حرف بزن صدای رعد و برق آمد. اما کودک گوش نکرد. او به دور و برش نگاه کرد و گفت خدایا! بگذار تو را ببینم ستاره ای درخشید. اما کودک ندید. او فریاد کشید خدایا! معجزه کن نوزادی چشم به جهان گشود. اما کودک نفهمید. او از سر ناامیدی گریه سر داد و گفت: خدایا به من دست بزن. بگذار بدانم کجایی.خدا پایین آمد و بر سر کودک دست کشید. اما کودک دنبال یک پروانه کرد. او هیچ درنیافت و از آنجا دور شد

مونا
مونا
در میکده

فردا و دیروز با هم دست به یکی کردند....دیروز با خاطراتش مرا فریب داد....فردا با وعده هایش مرا خواب کرد....وقتی چشم گشودم امروز هم گذشته بود...

مونا
مونا
در میکده

روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او سجاده اش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي؟

مونا
مونا
در میکده

از ديروزها به دنبالت دويدم و به اميد ديدارت به امروز رسيدم ولي افسوس...! افسوس که تو به فرداها سفر کردي

مونا
مونا
در میکده

فکر مي کرديم عاشقی هم بچگيست ... اما حيف اين تازه اول يک زندگيست زندگی چيزيست شبيه يک حباب ... عشق آباديه زيبايی در سراب فاصله با آرزو های ما چه کرد ... کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد !!!

مونا
مونا
در میکده

در زندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه ميكوبي ؛ ابر باش تا منتظرت باشند كه بيايي

مونا
مونا
در میکده

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است اکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

مونا
مونا
در میکده

خواب ناز بودم شبی.... دیدیم کسی در میزند.... در را گشودم روی او ...دیدم غم است در می زند... ای دوستان بی وفا...از غم بیاموزید وفا..غم با آن همه بیگانگی..... هر شب به من سر می زند

مونا
مونا
در میکده

من کجای زندگیتم ؟ تو که تو قلب منی ....

مونا
مونا
در میکده

به خاکستر چه آتش ها که خفته است چه ها دراین لبان نا شکفته است منم آن ساحل خاموش سنگین که توفان در گریبانش نهفته است..

مونا
مونا
در میکده

از میان تمام بازی های کودکانه تنها" یادم تو را فراموش "را خوب بلد بودی ...