مونا
اشتباه از من بود پر رنگ نوشته بودمت ... به سختی پاک می شوی
مونا
بهار ... و این همه دلتنگی؟! نه ، شاید فرشته ای فصلها را به اشتباه ورق زده باشد.
مونا
بهار ... و این همه دلتنگی؟! نه ، شاید فرشته ای فصلها را به اشتباه ورق زده باشد.
مونا
مثل آن مسجد بین راهی تنهایم... هر کس هم که می آید مسافر است می شکند ..... .هم نمازش را، هم دلم را ... و می رود
مونا
خستهام خیلی خسته به من جایی بدهید میخواهم بخوابم یک تخت خالی یک دنیای خالی یک قلب خالی…
مونا
به دریا بزن قایقت می شوم... حقیرم ولی لایقت می شوم... من عاشق شدن را بلد نیستم... تو یادم بده عاشقت می شوم
مونا
دلتنگی هایم را به بند میکشم شاید روزی لایق گریبانت شوند ....
مونا
سایه روشن های تو بر بوم قلبم جا گرفت... شاهکار من شدی نقاشیم پایان گرفت..
مونا
دیدی هـمان یک مشـت دانه ی احسـاسی که پاشیدی چطـور خیـال پـرواز را از سـر این پـرنده پـراند؟؟!!
مونا
یک نفر همره باد ... آن یکی همسفر شعر و شمیم... یک نفر خسته از این دغدغه ها ، آن یکی منتظر بوی نسیم... همه هستیم در این شهر شلوغ، این کفایت که همه یاد همیم...!!!
مونا
نه از خاکم نه از بادم نه در بندم نه آزادم نه آن لیلاترین مجنون نه شیرینم نه فرهادم فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دلتنگم اگر آبی تر از آبم اگر همزاد مهتابم بدون تو چه بی رنگم بدون تو چه بی تابم...
مونا
معلممان میگفت زیر کلماتی که نمیدانید خط بکشید حالا بعد از این همه سال این همه عمر این همه کتاب به زیر همه دنیا خط میکشم...
مونا
گاه ساکت باران به روی گونه ام دزدانه می لغزد ولی یاران نمی دانند که من دریایی از رودم به ظاهر گرچه می خندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم...
مونا
زندگی زیباست چون تصویر ماست / در مسیرش هرچه نازیباییست از تقصیر ماست