Sajad
این بار میخواهم صدای بوسه هایت را ضبط کنم دور که میشوی دلم برای مَلچ مُلوچ هایت تنگ میشود . . .
Sajad
خســـــــــته ام از ايـــن پياده روهايــــي که هيچ گــــاه به پـــايــــان نمي رســـــد... دلــــــــم بــُـن بَســــــــت مي خواهـــَـــد...
Sajad
خــــدا جـــان ، دیـــگر تـــوان خـــواســـتن نـــدارمـــ ؛ امـــشـــب ، تو دعــــا کـــن . . . مـــن مـــی گـــویـــم : آمــــــیـــــــن !
Sajad
کاش میدانستم " او " دلش برای "که "تنگ است...
Sajad
به سلامتیه كسی كه نمی شناستت اما نوشته هاتو میخونه تا از درونت با خبر بشه نظر میده... نه واسه اینکه خوشش اومده واسه اینکه بهت بفهمونه كه تنها نیستی...
Sajad
کــــاش بـرایــم کمـی حرف مـی زدی! ایـن روزهـا دلــــــــــــــم صـدای تـــــــــــورا کـم دارد...!!!
Sajad
چه خبر از دل تو ...؟ نفسش مثل نفسهاي دل کوچک من ميگيرد ...؟ يا به يک خنده ي چشمان پر از ناز کسي ميميرد ...؟
Sajad
خداوندا؛ دقیق یادم نیست آخرین بار؛ کی خود را پیدا کردم؛ ... اما خوب یادم هست؛ هر گاه که گم شدم؛ دستم در دست تو نبود
Sajad
دستفروشی هستم باد کرده روی دستم ، دست هایم
Sajad
مرگ آرزوهام موقعی بود که فهمیدم تموم اون ستاره های دنباله داری که آرزوهای کودکیم رو پاشون ریختم سوسویی از چراغ هواپیما تو دل شب بود !
Sajad
خیلی درد داره که از دنیای واقعی از شدت تنهایی فرار کنی به دنیای مجازی اما اونجا حتی یک نفر هم نباشه که لایکت کنه همدردی پیش کش.....
Sajad
یادم بماند آن ها که دوستشان دارم می توانند دوستم نداشته باشند…
Sajad
"دُنـیـایـــِ مـَجـازیــــ" شـلـوغ تـریـنــ سـرزمـیـنِ تـنـهـایـی استـــ... بـا هـمـه کَســـ هستـی و بـا هیــچــ کـَســـ نـیـسـتـیـــ !!!
Sajad
اینجا فقط تو را از نوشته هایت " می بینند "... درست دیده ای ، فقط "خوانده " میشوی ... بی آنکه بشناسند تو را ....