Sajad
قصه از اونجا شروع شد که…خیلی عصبانی بود. گفت اگه دوستم داری ثابت کن. گفتم چه جوری. تیغ رو برداشت وگفت رگتو بزن. گفتم مرگ و زندگی دست خداست. گفت پس دوستم نداری. تیغو برداشتم و رگمو زدم. وقتی داشتم تو آغوشش جون میدادم آروم زیر لب گفت. اگه دوستم داشتی تنهام نمیذاشتی…
Sajad
به سلامتی دریا که همه با لبش خاطره دارن . . .
Sajad
سخت ترین دو راهی عشق دو راهی بین فراموش کردن و انتظاراست گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی و گاهی آن قدر منتظرمی مانی که می فهمی زودتر از این ها باید فراموش می کردی . . .
Sajad
فقط چند قدم ، مانده بود برسم به تو . . . اگر این خواب ادامه داشت . . .
Sajad
این روزها می گذرند، ولی من از این روزها نمی گذرم . . .
Sajad
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج میشد. به من گفت نرو بنبسته.گوش نکردم رفتم. وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم پیر شده بودم .
Sajad
تمامی مزرعه کافر صدایش میزدند گل آفتابگردان کوچکی را که عاشق باران شده بود . . .
Sajad
یادم نرود که : من تنها هستم ، اما تنها من نیستم . . .
Sajad
همانند پلی بودم برای عبورت ، به فکر تخریب من نباش رسیدی دست تکان بده ، من خود فرو میریزم . . .
Sajad
این روزها ... برای تنها شدن .. صادق باشی....بس است..!!
Sajad
ین روز ها دل گرمی می خواهم ....... وگر نه . چیزی که زیاد هست . سرگرمی
Sajad
ین روز ها دل گرمی می خواهم ....... وگر نه . چیزی که زیاد هست . سرگرمی
Sajad
خداوند همان است که ما میخواهیم کاش ما همان بودیم که خدا می خواست.
Sajad
آدمی که منتظر است. . هیچ نشانه ای ندارد . . فقط با هر صدایی برمیگردد..............
Sajad
اگر امشب هم از حوالی دلم گذشتی آهسته رد شو غم را با هزار بدبختی خوابانده ام . . .