سارا(فندق خاندان)
ـتـویِ دنـیـا آدم هــایِ زیـادی رویِ تـخـت هـایِ دونــفــره مـیـخـوابـنـد.. امــّـــا .. قـشـنـگ ایـنـه.. بـعـضـی آدمــا رو تـخـت هـایِ یـه نـفـره بـه یــــادِ هــــم بـیـدارنـد ...
سارا(فندق خاندان)
از من فاصله بگیر... هر بار که به من نزدیک می شوی... باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت! از من فاصله بگیر... خسته ام از امیدهای کوتاه...!
سارا(فندق خاندان)
عشق هایت را مثل کانال تلویزیون عوض می کنی و افتخار می کنی، که عشق برایت این چنین است ! و من می خندم … به برنامه هایی که هیچکدام ، ارزش دیدن ندارند . . .
سارا(فندق خاندان)
گفـــــته بودمـ بی تـــو سخــــت میگــــــذرد بـی انـصـافــــــــ ! حـــــرفمـ را پس میگــیرمـ بــی تــــــو انگـــــــار اصـلا نمـیگــــــذرد …
سارا(فندق خاندان)
پیاز هم که خرد میکنی برایش اشک میریزی ! از پیاز هم کمتر بودم ، مرا خرد کردی و خندیدی …؟
سارا(فندق خاندان)
بـه فـــقـر ِ احــسـاس ِ”انـــسـانیّـــت”دچــــار شــدیـــم ! نــسلی که دردش را ، کیـبـوردها .. پیامک ها .. و .. تـلفن هـــای ِ پـی در پـی مـی فهمـــنـد …
سارا(فندق خاندان)
به سلامتی حرفایی که نمیشه گُفت حرفایی که نه می شه گفت ، نه میشه قورتشون داد می مونه سر دل میشه دلِ تنگ میشه بغض میشه سوت..