زيــــــــــادي كه عاشق باشي... ترسي هميشه با تو همراه است.. ترس از رقيب.. اضطراب و دلهره امانت را ميبرد.. ترس از نداشتن.. از دست دادن... تــــــــــو ميماني و شك هاي گاه و بي گاهت.. منفي بافي هاي هميشگي... بداخلاق ميشوي... بهانه گير.. كم كم.. وقتي ديگر خودت هم خسته شدي.. ميبيني رفته... از دستش داده اي.. رقيب نــــــــه، خودِ خودت از دستش داده اي.. زيادي كه عاشق باشي.. همين ميشود..
اعتراض به انتخاب یک زرتشتی در انتخابات شورای شهر، غیر مسلمان نمی تواند متولی امور مسلمین شود!! آخوند حرزاده گفت : این خط قرمز اسلام است که به عبور از آن راضی نمی شود مگر در شرایط «تقیه» که مثلاً مسلمانان در اقلیت باشند و چاره ای نداشته باشند. حرزاده تاکید کرد : این حقیقت در جای جای قرآن به آن اشاره شده است از جمله آیه 28 آل عمران که می فرماید: افراد با ایمان نباید غیر مسلمانان را بجای مومنان دوست و متولی امور خود(ولی خود) بگیرند و هرکس چنین کند هیچ رابطه ای با خدا ندارد! متاسفم برای حقیر دانستن زرتشتیان سرزمینم که یادگار پدران ما هستند....
تقیه از دید من تنها برای زمانی است که جان مسلمان در خطر است
نه اینکه در هر کشوری آزادانه سفر بکنید و یا زندگی بکنید آنطور که مشاهده میکنیم کانادا و آمریکا رفتنتان مَلَسِه عکس یادگاری هم میگیرید در ولاد کفر...
اما به مردم خودتون ظلم میکنید
این تقیه هست؟ یعنی از آزادی که دیگران به شما میدهند استفاده بکنید
و برای مردم خودتون ستم رو ظلم بکنید!!!؟
حق شهروند ایرانی تا بکجاست؟
آیا زرتشیان ما بازماندگان پدران و نیاکان ما نیستند؟
آیا یهودی و مسیحی در این مملکت اضافین؟
متاسفم برای اشخاصی که به این راحتی هم به اقوام و مذاهب توهین میکنند و هم به همون راحتی دین اسلام رو کمرنگ میکنند در بین جوانان...
نمایندگان خوبی نیستید....خدا میداند
از تاسف هم گذشته....
شستِ شوی مغزی...
کاری به مردم کردن که با سنگ به دنبال یهودیان و مسیحیان و زرتشتیان کردن...
اما امروز مردم دارن بیدار میشن که حقوق شهروندی باید برای همه باشد
یکی نیست بگه اون زمان حضرت محمد باید چنین میگفت چراکه اسلام در خطر بود..
نه امروز که قوانین ما اسلامی است و یک زرتشتی باید از اون قوانین پیروی بکند...
زرتشتی و اقلیت های مذهبی اگر نمایندگان غیر کیش و دین خود بشوند یعنی تحمل دمکراسی و احترام و اعتماد به یکدیگر...
مگر غیر این است تقوا نزد حضرت محمد اولویت داشت..مگر غیر از این است که سلمان پارسی رو از اهل بیت خود میدانست با اینکه ایرانی بود از نژاد پارس!!!
تاسف....
این بار که عاشــق شــدم دوســـتت دارم رو اصــلأ به زبــون نــمیــآرم ..قربون صدقه رفتن که هیــچـی !نگرانیامــم بـــروز نــمیـدم..وقتی حالش خوب نبود باهاش صحبت نمی کنم و آرومش نمیکنم،بجاش میگم برو یه دوش بگیر بهتر میشی..باهــاش زیاد بیرون نمیرم تا اگه جدا شدیم خیابونای شهر عذابم ندن..به چشماش خیره نمیشم تا دلم گیر چشماش نشن..سعی میکنم وقتی داره خودشو برام لوس میکنه بحثُ عوض کنم تا صداش که یادم اومد دیوونه نشم..وقتی خواست قسم بخوره که تنهام نمیذاره،انگشتمو میذارم رو لبش و میگم لازم نیست قسم بخوری ،حرمت خدارو نشکون..خلاصه اصن بهش گیر نمیدم و پاپیچه کاراش نمیشم