sayeh
گـــــــــــــوسفندانی " بودیم آمدند " خــــــــــــــــــــرمان " کنند " گـــــــــــــــرگ " شدیم...
sayeh
ایــن روزهـــا ... بـــرای تـنـهــــــــا شــــُــدن ، کـــافـــیـــسـ ــت ... کــمــی صــــادق بــــاشـــی...
sayeh
شکسته ام می فهمی . . .؟ به انتهای بودنم رسیده ام،،، اما اشک نمیریزم،پنهان شده ام، پشت لبخندی که درد میکند . . .
sayeh
فاجعۀ رفتن تو چیزی را تکان نداد...! من هنوز هستم، اما... تلخ تر... تنهاتر... بی اعتمادتر...
sayeh
انصاف نبود رفتنت با خودت باشد ، فراموش کردنت با من …
sayeh
صـدایت میـکنم جـــــــانـــــ ـی که میگـــــویـی جـــــانـم را مـیگیــــــرد .... نـــــزن این حــــرفهـا را ...!! دل مـن جـنبه نــــدارد مـوقعی که نـــــیستـی دمــــــار از روزگـــــــــــ ـارم در مــــیاورد...
sayeh
کهن ترین احساس من به تو هر چند چروکیده و سالخورده شده اما خیال مرگ ندارد. از گذشته تا هنوز دوستت دارم ...
sayeh
جداکه شدیم هردوبه یک احساس رسیدیم: تو به فراغت... من به فراقت... یک حرف تفاوت که زیادمهم نیست!
sayeh
مهربانيت را به دستي ببخش ؛ که مي داني با او خواهي ماند .... وگرنه حسرتي مي گذاري بر دلي که دوستت دارد ... !!!
sayeh
دار بزن … خاطرات کسی که تـو را دور زده ....
sayeh
اینکه یک نفر بهت خیانت می کنه
درد نداره
دردش اينجاست
واسه اينكه بهش خيانت نكنی
خيلی موقعيتهای بهتری رو بخاطرش گذاشتی کنار..
sayeh
یه وقتایی آدم از روی دوست نداشتن از یکی فاصله میگیره
یه وقتایی از ترس "وابســــــــتـگی"...