sepehr1988
این روزها که می گذرد... یک ترانه تلخ قصه ی تنهایی های مرا می سراید... سمفونی گوش خراشی است ...روزهاست پنبه دگر فایده ندارد ……باید باور کنم تنهایم........
sepehr1988
دلم کـــــــــــمی خدا میخواد… کمی سکـــــــــــوت… کمی دل بریدن میخواد… کمی اشک… کمی بهت… کمی آغوش آسمانی ... کمی دور شدن از این آدمها…! کمی رسیدن به خدا…
sepehr1988
گاهی پای کسی میمانی .... که نه دیدی اش .... نه میشناسی اش ....... فقط حسش کرده ای .... تجمسمش کرده ای.... پشت هاله ای از نوشته های مجازی روی پیج مجازی اش ... که هر روز میخوانی و در جوابش میگویی ....
sepehr1988
من رسم دوستی ام مثل نان نیست که گرمش سر سفره دل باشد و سرد و بیاتش سهم نمکی ... چه گرمای حضورت چه سرمای نبودنت هر دو را دوست دارم
sepehr1988
آری ؛ من می ترسم! می ترسم از عاشق شدن، می ترسم از سردرگمی، از جدایی ، از نبودنت ،از خداحافظی. از اشک حلقه زده تو چشام ،از پوزخند رو لبات، از نگاه سرد تو، از شکسته شدن دلم، آری من می ترسم….!
sepehr1988
زندگی را دوست دارم در کنار نام دوست......،در کنار نام محبوبی که *** مادر *** نام اوست
sepehr1988
تظاهر به خوشبختی دردناکتر از تحمل بدبختی است . . . برای خندیدن منتظر خوشبختی نباش شاید خوشبختی منتظر لبخند تو باشد. خوشبختی به سراغ کسی میرود که فرصت اندیشه درباره بدبختی را ندارد . مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست .
sepehr1988
همیشه دعا کنید : چشمانی داشته باشید که بهترین ها را در آدم ها ببیند قلبی ، که خطاکار ترین ها را ببخشد ذهنی ، که بدیها را فراموش کند و روحی که هیچگاه ، ایمانش به خدا را از دست ندهد .
sepehr1988
داستان من وتو ...قصه چنگ و ساز دهنی ست... فرق می کند نوای زخمه با صدای سازی که بوسیدنی ست...
sepehr1988
روز مادر مبارکککککککککککک
sepehr1988
چقدر بی آبرو شده ام همه شنیده اند از چشمانم آهنگ تلخ نبودت را ...
sepehr1988
شــــــــک نکــــن ...! " آینــــده ای " خواهـــم ساخت که , " گذشتــــه ام " جلویــــش زانـُــــــو بزنــــد ...! قـــرار نیـــســــت مــــن هــــم دلِ کس دیـــگری را بســــوزانم ...! برعـــــکــــس کســــی را که وارد زندگیــــم میشــــود , آنـــقـــدر خوشبــ♥ـخت می کنــــم کـــــه , به هـــر روزی که جــای " او " نیـستـی به خودت " لعنـــت "بفـــرستـی...!