سپيدار
اعتراف مي كنم براي آدم مغروري مثل من هيچ چيز سخت تر از اين نيست كه ديگر دوستم نداشته باشي
سپيدار
خاطره اي از برف نداريم اما برف را دوست دارم
سپيدار
تازه فهميده ام كه نبودن آدمها از بودنشان مهمتر است
سپيدار
دلم مي سوزد. براي اينهمه من.
سپيدار
روزنه هاي كوچك اميد گاهي يواشكي خودشان را مي چپانند تو روزگارم. خوشحالم كه مي آيند . حتي همينقدر كم و كمرنگ
سپيدار
گريه نمي كنم. مدتهاست گريه نمي كنم. آيا اين نشانه خوبي ست يا نگران كننده؟
سپيدار
آرام آرام زمين نمناك شده. ياد شبي افتادم كه گفتي بارن مي آيد و من گفتم من باراني نمي بينم. يادش بخير
سپيدار
هنوز وقتي بارون مياد ... دلم عشق تو رومي خواد ....
سپيدار
حيف نيست عاشقانه هاي رفته؟
سپيدار
حيف نيست كه ديگر دوستم نداري؟
سپيدار
حيف شد.فقط همين را دارم كه بگويم.
سپيدار
همه اين روزهاي بد مرا ياد تو مي اندازد. دلتنگت نيستم. فقط خاطره اي كمرنگ ...
سپيدار
دلخوشي هاي اندكم خيلي وقت است كه تمام شده است
سپيدار
نگرانم به خاطر روزهايي كه دلم برايت تنگ نمي شود