ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
چارلی چاپلین میگوید:پس از سالها فقر به ثروت و شهرت رسیدم و در کهنسالی اموختم با پول میشود خانه خرید ولی اشیانه نه! رختخواب خرید ولی خواب نه! /ساعت خرید ولی زمان نه! /مقام خرید ولی احترام نه/کتاب خرید ولی دانش نه! ادم میشه خرید ولی دل نه! /اما افسوس دیر فهمیدم!!!!!!
ُُُshakib
اولين خواسته ام اینست كه پزشكان بايد تابوتم را به تنهايي حمل كنند. وقتي تابوتم دارد به قبر حمل مي گرددمسير منتهي به قبرستان بايد با طلا، نقره كه در خزانه داري جمع آوري كرده ام پوشاندهشود. سومين و آخرين خواسته اين است كه هر دو دستم بايد بيرون از تابوت آويزان باشد. به این دلیل پزشكان تابوتم را حمل كنند چرا كه مردم بفهمند:كه هيچ دكتري نمي تواند هيچ كس را واقعاً شفا دهد. دومين خواسته ام اين پيام را به مردم مي رساند كه حتي يك خرده طلا هم نمي توانم با خود ببرم. و درباره ي سومين خواسته ام مي خواهم مردم بدانند كه من با دستان خالي به اين دنيا آمده ام و با دستان خالي اين دنيا را ترك مي كنم
ُُُshakib
تو بالکن نشستم بیرون جشن / سکوت تو رو منعکس می کنم می دونستی من بر خلاف همه / تنهایی رو تو جمع حس می کنم
ُُُshakib
خداوند به سه طريق به دعاها جواب می دهد………: او مي گويد آری و آنچه می خواهی به تو می دهد…… او ميگويد نه و چيز بهتری به تو می دهد……
ُُُshakib
اگر رفتم تو يادم كن. اگر مردم تو خاكم كن. اگر ماندم در اين دنيا، به مهر خود تو شادم كن
ُُُshakib
درکلاس درس خدا؛ آ نهایی که ناله می کنند، رد می شوند؛ آنهایی که صبر می کنند، قبول می شوند؛ آن هایی که شکر می کنند، شاگرد ممتاز می شوند
ُُُshakib
یه گوشوار قشنگ برای خانوما
ُُُshakib
در دنياي من شغالها و كفتارها توبه كرده اند! لاشخورها اجساد را خاك سپاري ميكنند...واما؟امان ازآهوهاي تازه به دوران رسيده!!
ُُُshakib
من با اونی که عکس بچه میزاره می نویسه: "یواش لایک بزنید، نی نی خوابه" کاری ندارم، اونو خدا زده ، مشکل من با اون ده هزار نفریه که یواش لایک زدن !!
ُُُshakib
رفیق... پیراهنم را بالا بزن: کمرم را دیدی؟ نترس چیزی نیست.... اینها فقط جای خنجرند! من نفهمیدم در رفاقت چه شد... "تو مواظب باش که رفیقت به عشقت نگوید خانومم"
ُُُshakib
آهای گاو ! این انسانها چیزی از ما شدن نمیفهمند ! حالا تو هر روز هی بگو : ما . . . ما . . . ما. . .
ُُُshakib
زندگی باور میخواهد آن هم از جنس امید ! که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد ، یک امید از ته قلب به تو گوید : که خدا هست هنوز
ُُُshakib
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید شوهر خوب مگر گیر کسی می آید؟