ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
خواهرم دیروز رفته مانتو خریده ، از دیروز به جای اینکه بگه : خب الان چی بپوشم ؟ میگه : خب امروز کجا بریم
ُُُshakib
رفتم کبابی، رو تابلوش زده بود ” ۱۰۰% گوسفندی “ بعد خوردن کبابا، فهمیدم منظورش با من بوده که اونجا غذا خوردم
ُُُshakib
من در کودکی ، در حال کمک به مامان
ُُُshakib
چه تراژدیِ بزرگی میشود زندهگی وقتی نهنگِ اقیانوس باشی و عاشقِ ماهیِ برکه شوی!
ُُُshakib
پـشـت چــرآغ قـرمـزے زَنـے گـل مے فـروخـت ... وَلـے كـسے حـَوآسـَش بـہ گـل نـَبـوב ...! پـشـت چــرآغ قـرمـز بـَعـבے زَنـے تـَن مے فـروخـت ... كـسے حـَوآسـَش بـہ چــرآغ نـَبـوב ...!!
ُُُshakib
آنان سجاده ها را آتش میزنند و اینان بت ها را میشکنند ... غافل از اینکه ... خدا همانست که بر لبان یک قمارباز در حال باختن جاریست…
ُُُshakib
ببینمت....گونه هایت خیس است؟ بازبا این رفیق نابابت...اسمش چه بود؟هان..باران.. بازبا باران قدم زدی؟هزاربارگفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها... همدم خوبی نیست برای دردها.. فقط دلتنگی هاراخیس وخیس وخیس ترمیکند...
ُُُshakib
آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همینجاست بخند دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند آدمک بچه نشی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند.
ُُُshakib
ﺗــــــــﺎﺑﺴﺘــــﺎﻥ ! ﺣـــــــﺎﻻ ﻛــــﻪ ﺩﺍﺭﻯ ﺗﻤــــــــــــــــﺎﻡ ﻣﻴــــﺸﻮﻯ ﺑــــﮕﺬﺍﺭ ﺑــﮕﻮﻳـــــــﻢ ! . . ﻛـﻪ ﺭﻭﺯﻫــــــﺎﻯ ﮔـــــــــﺮﻣــــــــــﺖ، ﺳـــــــــــــــــــــــــــﺮﺩ ﮔﺬﺷﺗـــــــــــ ...
ُُُshakib
مگر اینکه برفی بیاید تا بتوانیم آدم بسازیم...
ُُُshakib
اینهمه جنگ و جدال حاصل کوته نظریست ...گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست