ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
بشر به خوشبختی خیلی زود عادت میکنه و چون خیلی زود عادت میکنه خیلی زود هم فراموش میکنه که خوشبخته
ُُُshakib
در تو خود را گم کردم ....بی تو خود را باز می یابم و دوباره به دنبال گم شدن
ُُُshakib
انسان برای پیروزی افریده شده است او را میتوان نابود کرد اما نمیتوان شکست داد
ُُُshakib
عاشق هر کس شدم او شد نصیب کسه دیگری ....دل به هر کس دادم او هم زد به قلبم خنجری
ُُُshakib
از میان کسانی که برای دعای باران به تپه میروند تنها انانی که با خود چتر به همراه دارند به کار خود ایمان دارند
ُُُshakib
لحظه ها خاطره اند ...زندگی شوق تمنای همین خاطره هاست
ُُُshakib
انسانها اشتباهات خود را روی هم میریزند و از ان غولی میسازند به نام تقدیر
ُُُshakib
انکه می گفت ز یک گل نشود فصل بهار ...چه خبر داشت که همچون تو گلی میروید
ُُُshakib
تنها بنایی که بلرزه محکم تر میشه دله
ُُُshakib
ارزش محبت به استمرار ان است نه به اندازه ان
ُُُshakib
بی تو در خلوت دل چشم به راهت دادم ..چه کنم دست خودم نیست که دوستت دارم