دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شاپورخان

شاپورخان
مرد - متاهل
امتیاز: 112.05

دنبال‌شدگان

(26 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(78 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

شاپورخان
شاپورخان

وقتـــي مـــيروي حــَـواسَــت بـــاشـد ، حـَــتمــاً خــُـدانگهـدار بــِگويــــي تـــا خــُـدا حواسـَـش را بيشتر بـــه مـَـن بــِدهـــد... آخـــر ميــدانـــي خـُــدا بـــه هواي تـــــــو مـَـرا رهــا کــــرده است ..

فـــاطــمـِـہ
فـــاطــمـِـہ

وضـــع بدیست گــرباد دلتنـــگی دلــــم را باخـــودش به ناکجـــا برده استــــ ... .

این ارسال را بازنشر کرده است.
شاپورخان
شاپورخان

بـبيـن ... بـبيـن ايـن پـاکتِ ســيگارم را ، نــه تــرک ميشود و نــه تـــرکـم مـي کــند ... کـامش را کـه روي کـامـم مــيگذارد ، جـــانش را مي دهد ... تو حتي معاشقــه را قد اين سيگار هم بلد نيستي . .

شاپورخان
شاپورخان

قســـم مي خورم .... ديگر حتي نامت را در اشعــارم نخواهي ديد ... روي جلد دفتر شعــرم بـــــزرگ نوشته است : " لعنت خــــــدا بر پدر و مادر کسي که در اين مکان آشغــال بريزد. "

شاپورخان
شاپورخان

من درد دارم ... درد !! در دلم ... در دست هايم ... در چشــم هايم !! باز هم دمش گــــرم صندلـي !! کنارم ماند ... پشتم ماند ! جا خـــالي نداد ... يعنــي تو فقط " دو پايه " کم داشتـــي؟؟

شاپورخان
شاپورخان

بـــيــا غــريــبــگي نــکــن..... بـــيـــا ! يــک زمـــانـــي مـــال مــن بــودي...!

شاپورخان
شاپورخان

آن شب ... که مـــاه عاشـــقــانه هـــايمـان را ... تماشا مي کرد ... آن شب که شب پره ها .. عاشــقـــانه تر .. نــــور را مي جســـتند ...! و اتاقم .. سرشار از عطر بوسه و ترانه بود... ! دانستم.. تـــــو پـــژواک تمــــام عـــاشــقـانه هاي تاريخي...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

@شاپورخان با توام کهنه رفيق ياد ايام قشنگي که گذشت کنج قلبم گرم است در همه حال بيادت هستم آرزويم اين است تن تو سالم و روحت شاداب دل يکدانه تو سبز و بهاري روزگارت خوش باشد

این ارسال را بازنشر کرده است.
شاپورخان
شاپورخان

مُهم نيست دوستم داري يا نَـه ...! مُهم ايـن استـــ کِـه؛ مـَـن هَــستـــَم ؛ عـِشق هـَست وَ هَواي اِحساسَــم هَنــوز آبي ست . . .!

شاپورخان
شاپورخان

تمـام ِ اين چـند سـال و اَنــدي عــمرم بـه کــنار ... مـن فـــقط ، بـه انـــدازه ي همــان صَــدُم هـاي ِ ثـانيه اي که ، در هــواي ِ عطـرِ ِ آغــوشت نفـس کـشيـدم ، زنـــدگـي کــــردم !!

شاپورخان
شاپورخان

@آزاده بخند اين درخواست اجباريه!!! بايد بخندي حتي کوتاه... اميدوارم هميشه لبخند مهمونه لباي زيبات باشه...

این ارسال را بازنشر کرده است.
شاپورخان
شاپورخان

تقصير برگها نيست. آدمها همينند! نفس ميدهي له ات ميکنند...!

شاپورخان
شاپورخان

همه ما زخم هايي داريم روي بازو يا ساق پا زخم هايي قديمي که داستان دارند که مي شود با آن ها ما را شناسايي کرد زخم هايي بر پيشاني يا بر قلب هايمان زخم هايي که برايشان حتي دنبال "مرهم" هم نمي گرديم...

شاپورخان
شاپورخان

فــرقي نمـي کند که شعــر هايم را روي کاغد بنويسم يا روي ماسه هاي دريــا يا حتــي روي شيشه ي بخــار گرفته ي پنجـره ! ايــن شکوه حضور توست که به نوشته هايــم ، اعتبــار مي بخشــد !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
شاپورخان
شاپورخان

تـــو برمي گردي و زندگي را از جايي که پاره شده دوباره به هم مي دوزيم. در صندوقِ خاطره ها هنوز نخ براي بخيه زدن هستـــــــــ...!